فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١ - نفاق افكنان و وحدت اسلامى
١
نفاق افكنان و وحدت اسلامى
و
ابعاد فكرى ابن تيميّه
درمسائل مربوط به فرد وجامعه، كمتر مسأله اى از نظر بداهت وروشنى به پايه «لزوم وحدت ملتها » و «يگانگى امتها » ميرسد وهيچ فر د خردمندى درمفيد بودن «اتحاد » وزيانبار بودن « نفاق» و« خلاف » شك وترديد نميكند، مگر انسانهاى روباه سيرت، محيل وفتنه انگيز كه منافع مادى خود را در تفرقه افكنى ميبينند، واز طريق گل آلود كردن آب، به شكار ماهى مى پردازند، اين گروه براى خود حساب جدا گانه اى دارند، اگر از آنان بگذريم همه انسانهاى سالم از «توحيد كلمه » وبسيج كردن نيروهادريك مسير، استقبال ميكنند،ونفاق آفرينان را نكوهش مى نمايند .
بررسى سيره پيامبر گرامى به ثبوت مى رساند كه حضرتش به موازات بسط توحيد ويكتا پرستى درجامعه انسانى، به «توحيد كلمه » يعنى وحدت امت اسلامى اهميت به سزائى ميداد، وهيچ عاملى، را شكننده تر از ايجاد شكاف در پيكر امت اسلامى نمى دانست ، وبراى اينكه گفتار خود را با شاهد وگواه، همرا ه سازيم، از سيره آن پيامبر بزرگ نمونه هايى مى آوريم تا روشن شود چگونه با روش و