فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٤ - توحيد در عبادت و توسّل به پيامبران
١ـ توسل به پيامبران وصالحان
توسل به پيامبران وصالحان،به صورتهاى مختلف انجام مى گيرد.گاهى انسان از آنها درخواست دعا مى نمايد همچنانكه در حال حيات،در خواست دعا ميكرد،و گاهى از آنها در خواست انجام عملى مى كند ومى گويد بچه مرا شفا ده وگمشده مرا باز گردان.هر دو قسم ميتواند به دو صورت انجام بگيرد:
هرگاه متوسل به آنان،معتقد به الوهيت و ربوبيت ويا لااقل سررشته دار بودن آنان باشد (وگمان نمى كنم در ميان مسلمانان چنين فردى پيدا شود) طبعاً عمل آنها عبادت پيامبران بوده وجز ء مشركان خواهند بود،ولى آنچه كه در ميان همه متوسلان،مشهود و چشمگير است اينست كه همگى، آنان را بندگان بر گزيده و انسانهاى وارسته اى مى دانند كه دعاى آنها رد نمى شود و با اين اعتقاد به آنها متوسل مى شوند.در اين صورت نمى توان،عمل آنان را جز توسل به اسباب چيزى ناميد.
دراينجا ممكن است گفته شود كه شفا دادن بيمار وباز گرداندن گمشده، فعل خداست ودر خواست فعل خدا از غير از شرك است.در پاسخ آن به گفتارى كه در تعريف عبادت ياد آور شديم،بايد توجه كرد،زيرا جدا سازى فعل خدا از فعل بشر اين نيست كه كارهايى كه سبب عادى دارند فعل بشر وكارهائى كه علل غيبى دارند فعل خدا باشد،بلكه مقياس،اين است كه فاعل در انجام فعل،مستقل باشد يا وابسته،واگر كسى بگويد : اى پيامبر گرامى با قدرت وابسته خود، اين دو كار را انجام ده;گام در دايره شرك ننهاده، بلكه متوسل به اسباب شده است ـ حالا آيا پيامبر درجهان برزخ، داراى چنين قدرت وابسته اى هست يانه ؟ اين مسأله ديگرى است وارتباط به شرك و توحيد ندارد.