الشافی فی الفقه - الفقیهی، محسن - الصفحة ٢٥٦ - تذنيب في إثبات النسب بالتحليلات کتحليل " دي اِن اِي" و نفيه
تذنيب: في إثبات النسب بالتحليلات١ کتحليل "دي اِن اِي٢"٣ و نفيه
١ . أي: الاختبارات، الامتحانات، التجريبات، تجارب (آزمايشها).
٢ . أي: انگشت نگاري وراثتي (انگشت نگاري ژنتيک).
٣ . در بدن انسان- بنابر تحقيق و محاسب حفظه الله پزشکي- ٣٧ تريليون سلّول وجود دارد. در هست حفظه الله هر يک از اين سلّولها (سلّول پوست، مو، ناخن، دندان و ...)، ٤٦ کروموزوم (٢٣ جفت کروموزوم) وجود دارد، هر انساني نيمي از کروموزومهاي خود را از مادر و نيمي ديگر را از پدر دريافت ميکند. ترکيب چيدمان DNA موجود در کروموزومها، منحصر به فرد است و فقط در همزادها و يکقلوهاي[که به اشتباه به آنان دوقلو ميگويند] همسان کاملاً شبيه به هم است. همزادهاي همسان ژنهاي يکسان دارند. در طول دو هفت حفظه الله اوّل دور حفظه الله جنيني، توده کوچک سلّولها که منشأ فرد جديد است، گاهي به دو قسمت تقسيم ميشود و از اين مرحله به بعد دو جنين به وجود ميآيند که رشد ميکنند؛ ولي همزادهاي غير همسان وقتي به وجود ميآيند که مادر همزمان دو تخمک آزاد ميسازد و دو اسپرم (نطف حفظه الله مرد) با اين دو تخمک ترکيب ميشوند و به اين ترتيب دو جنين با دو ترکيب ژني متفاوت به وجود ميآيند]؛ ولي DNA تمام سلّولهاي بدن يک انسان مشابه يکديگر است.
تمام اين سلّولها تحت کنترل DNA هست.
DNA از دو نوار طولاني (از جنس فسفات و شکر) تشکيل شده است و روي اين نوارها ٤ نوع مولکول قرار دارد که عباتند از:
آدنين (Adenine)، تيمين (Thymine)، سيتوزين (Cytosine)، گوانين (Guanine). مولکول هاي آدنين فقط با مولکولهاي تيمين ارتباط دارند و مولکولهاي سيتوزين فقط با مولکولهاي گوانين ارتباط دارند.
ساختار DNA چيست؟
براي پاسخ به اين سؤال بايد از اتمها شروع کنيم، سادهترين شکل مادّه در طبيعت، اتمها هستند. اتمها با حالتها و تعداد مختلف ترکيب ميشوند. و مولکولها را تشکيل ميدهند؛ مثلاً دو اتم هيدروژن با يک اتم اکسيژن ترکيب ميشوند و مولکول آب را تشکيل ميدهند.
نوع خاصّي از مولکولها هستند که به آنها آمينواسيد گفته ميشود، آمينواسيدها با نسبتها و ترتيبهاي مختلف با هم ترکيب ميشوند و پروتئين را به وجود ميآورند. در بدن انسان، بيش از ٢٠ نوع آمينواسيد شناخته شده است و ترکيبات مختلف اين آمينواسيدها، موجب شکلگيري هزاران نوع پروتئين ميشود. پروتئينها با مولکولهاي ديگر ترکيب ميشوند و سلّولها را تشکيل ميدهند. سلّولها در کنار هم قرار ميگيرند و بافتها را ميسازند.
انواع سلّولها، اشکال مختلفي از بافتها را ايجاد ميکنند، مثل بافت پوست، بافت عضله، بافت استخوان و ... .
بدن کلّيّ حفظه الله موجودات زنده از سلّول تشکيل شده است. پيکر تمام گياهان، بدن هم حفظه الله جانوران و نيز بدن ما انسانها از سلّول تشکيل شده است.
عملکرد DNA
اينکه هر سلّول چه وظيفهاي را انجام دهد و چه رفتاري از خود نشان دهد، از طرف يک شناسه تعيين ميشود که بين سلّولهاي يک بافت متّحد الشکل است. هر سلّول با توليد مثل، شناس حفظه الله DNA را به سلّول جديد منتقل ميکند و به اين ترتيب، سلّول جديد دستور العمل و وظايف خود را ميداند و با ساير سلّولها همکاري ميکند.
"دي ان اي" مادّ حفظه الله اصلي ژنتيک است و چيزهايي را که موجودات زنده از نسلهاي قبل از خود به ارث مي برند را بايد در ساختار DNA ايشان جست و جو کرد.
DNA مولکول کوچکي است. کوتاهترين زمان لازم براي آزمايش DNA ٣٦ ساعت است؛ امّا گاهي تا سه هفته هم طول ميکشد. اين زمان به تعداد و کيفيّت نمونههاي موجود بستگي دارد. منظور از نمونه، هر چيزي است که حاوي سلّولي از يک موجود زنده باشد؛ مثل: يک تار مو، يک قطره خون، تکّ حفظه الله کوچکي از پوست. مراحل کار به ترتيب زير است:
ابتدا يک آنزيم محدود کننده (Restriction Enzyme) روي نمونه DNAGريخته ميشود. اين آنزيم مانند يک قيچي است که مولکول هاي بلند DNA را به قطعات کوچک تقسيم ميکند. محلّ بريدگي به شناس حفظه الله ژنتيکي DNA و شناس حفظه الله ژنتيکي آنزيم مورد استفاده بستگي دارد؛ مثلاً يک نوع آنزيم، وقتي به رشته بازهاي GAATTC برسد، مولکول DNA را ميبرد. طول اين تکّه هاي DNA در افراد مختلف، متفاوت است؛ چون شناس حفظه الله ژنتيکي هر انساني خاصّ خود اوست. بعضي از قطعهها کوتاه و برخي ديگر بلند هستند.
در مرحل حفظه الله بعد از مادّهاي به نام ژل آگروز استفاده ميشود. اين مادّه مانند يک صافي عمل ميکند و قطعات ريز DNA را از قطعات درشتتر جدا ميکند. وقتي نمون حفظه الله DNAآماده شده در مرحل حفظه الله قبل، روي ژل ريخته ميشود، تکّههايDNA پشت در منافذ ژل گرفتار ميشوند.
گام بعدي الکتروفورسيس (Electrophoresis) ناميده ميشود. منظور از الکتروفورسيس، حرکت دادن مولکولها به کمک جريان برق است. تکّههاي مولکول DNA بار منفي کوچکي دارند، پس با برقراري جريان برق به سمت قطب مثبت حرکت ميکنند ( مانند آهنرباها که قطبهاي غير همنام همديگر را جذب مي کنند). امّا گفتيم که ژل مانند يک صافي عمل ميکند.
مولکولهاي کوچکتر راحتتر جابجا ميشوند و در نتيجه در فاصل حفظه الله کمتري نسبت به قطب مثبت قرار ميگيرند. وقتي الکتروفورسيس به پايان برسد، تکّه هاي مولکول DNA با توجّه به اندازهشان در طول يک صف مرتّب ميشوند.
سپس يک غشاي نازک جاذب بر روي نمونه قرار داده ميشود. دليل اين کار آن است که ميخواهند در مراحل بعدي، کار راحتتر پيش برود. تکّههاي DNA همراه با مايع، جذب غشاي نازک ميشوند. به اين ترتيب، نمونه از ژل به روي غشا منتقل ميشود.
بعد از آن محلولي از قطعات مولکول DNA که با موادّ راديو اکتيو علامتگذاري شدهاند بر روي غشا ريخته ميشود. اين قطعات به تکّههاي مولکول DNA اوّل ميچسبند و با آنها جفت ميشوند؛ امّا اين جفت شدن فقط در محلهايي صورت ميگيرد که رشت حفظه الله مشخّصي از بازها، روي تکّههايDNA قرار گرفته باشد؛ به عبارت ديگر مکانهايي که حاوي شناس حفظه الله ژنتيکي خاصّي باشند.
در پايان اين مرحله، موادّ اضافي که با قطعات DNA جفت نشدهاند، شسته ميشوند تا بر روي غشا باقي نمانند.
در مرحل حفظه الله بعد، يک فيلم حسّاس به شعاع ايکس(X) روي اين غشا قرار داده ميشود. مولکولهاي DNA نشانه گذاري شده با موادّ راديو اکتيو که در مرحل حفظه الله قبل به مکان خاصّي از تکّه هاي DNA چسبيده اند، تابش مي کنند. شعاع X ساطع شده از اين تکّه ها فيلم حسّاس را تحت تأثير خود قرار مي دهد و به اين ترتيب تصويري از تکّه ها بر روي فيلم ثبت مي گردد.
سپس اين فيلم در محلول ظهور قرار مي گيرد. تصوير به دست آمده نشان دهند حفظه الله مکانهايي است که مولکول هاي راديو اکتيو به قطعات DNA چسبيده اند. اين تصوير، اثر انگشت DNA ناميده مي شود.
چنين تصويري دقيقاً مشابه يک اثر انگشت معمولي است. با مقايس حفظه الله اين تصاوير مي توان فهميد که چه نمونهاي متعلّق به کيست.
آزمايش DNA براي تشخيص هويّت و اثبات بسياري از ادّعاها در پزشکي قانوني استفاده مي شود، براي شناسايي اجساد سوخته و شهداي گمنام و بيماريهاي مادرزادي در دوران جنيني مؤثّر است . يکي از مهمترين کاربرد هاي آزمايش مولکولي براي تشخيص هويّت، کشف روابط خانوادگي است. جواب آزمايشات DNA اگر کامل انجام شوند، به طور قطع و ١٠٠ درصد قابل استناد بوده و امکان تداخل تشابه حدود يک در ٤٠ ميليون و قابل اغماض است. در مادّ حفظه الله حفظه الله حفظه الله حفظه الله حفظه الله قانون مدني آمده است:
امارات قانوني در کلّيّ حفظه الله دعاوي (اگر چه از دعاويي باشد که به شهادت شهود قابل اثبات نيست) معتبر است، مگر آنکه دليل بر خلاف آن موجود باشد. برخي حقوقدانان در ذيل اين مادّه به آزمايشهاي پزشکي اشاره کردهاند.
در استعلامي که از ادار حفظه الله حقوقي قوّ حفظه الله قضائيّه در تاريخ ٢٤ / ١ / ١٣٧٨ ه . ش به شمار حفظه الله ١١٨/٢ پيرامون اين سؤال- در صورت عدم وجود بيّنه يا اقرار و انجام شدن آزمايش DNA آيا نظر پزشکي قانوني در مورد لحوق يا عدم لحوق نوزاد [اثبات ولد يا نفي آن] حجّيّت دارد يا نه؟- انجام شده است، اينگونه جواب داده است: اين آزمايشها اگر موجب علم قاضي شود، حجّيّت دارد و پذيرفته ميشود.
در کتاب حقوق مدني (امامي) ٥ : ١٥٢ - ١٥٣ آمده است : "اثبات انتساب فرزندى طفلى به پدر، دشوارتر از اثبات انتساب فرزندى طفلى به مادر است؛ زيرا انتساب به مادر به وسيل حفظه الله ولادت ثابت ميگردد و آن امرى خارجى و اغلب مشهود است و ميتوان به وسيل حفظه الله گواهان كه از سادهترين و قديمترين ادلّه به شمار مي رود، اثبات نمود، بر خلاف انتساب به پدر كه مبتنى بر خلقت كودک از نطف حفظه الله او ميباشد كه از امور پنهانى است. اثبات انتساب پدرى به دو وسيله امكانپذير است: يكى امارات و ادلّ حفظه الله قانونى و ديگرى آزمايشهاي پزشكى. و در صفح حفظه الله ١٦٦ آن آمده است: اعتبار امار حفظه الله فراش از آن نظر است كه با اعمال آن كشف ميشود. طفل متولّد از زن، فرزند شوهر او ميباشد؛ لذا چنانچه بر اثر تطبيق خون طفل با خون كسى كه پدر شناخته شده است، ثابت شود كه خون طفل از نوع خون او نيست، محرز ميگردد كه طفل فرزند او نميباشد. بنابراين چنانكه شوهر مدّعى گردد كه طفل متولّد از زنش كه به او نسبت داده شده از او نيست و زن به استناد امار حفظه الله فراش طفل را ملحق به شوهر بداند، شوهر ميتواند از دادگاه درخواست نمايد كه خون او و طفل تطبيق شود تا ثابت گردد كه طفل از آن او نميباشد و همچنين است بالعكس هرگاه كسى مدّعى بنوّت طفل گردد و مادر منكر آن شود.