ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٢٦ - آِیا ادلّۀ نِیابت عامّۀ فقِیه، کفاِیت از نصب خاص مِینماِید؟
نماز ظهر را بخواند. و حضرت دو خطبه خواندند که در آن دو، خطبۀ نماز عِید و نماز جمعه را با هم جمع کردند.“»
پوشِیده نِیست که نمِیتوان با اِین رواِیات استدلال نمود که نماز جمعه مشروط است بر وجود شخص منصوب از جانب امام علِیهالسّلام؛ زِیرا از دو رواِیت اخِیر اِینطور استفاده مِیشود که نماز جمعه بر کسِی که در نماز عِید حضور پِیدا کرده است واجب نِیست.
و امّا خبر اوّل که در آن کلمۀ اذن (فقد أذِنتُ له) آمده است؛ اگرچه ممکن است از آن استفاده شود که اگر امام اذن ترک نماز را به مردم ندهد مردم در ترک نماز جمعه مأذون نخواهند بود، ولِی با تأمّل در اِین رواِیت اِین معنا استفاده مِیشود که مراد از «اذن» بِیان رخصت واقعِیّه و اباحه است؛ چنانکه دو خبر اخِیر نِیز بر همِین معنا دلالت دارند.
مضافاً بر اِینکه بر فرض دلالت رواِیت ـکه اذن حقّ امام است و سقوط و عدم سقوط تکلِیف تنها به دست اوستـ ما ملتزم خواهِیم شد که اِین حق، اختصاص به هر کسِی دارد که خطبۀ نماز جمعه را اقامه مِیکند نه خصوص امام علِیهالسّلام.[١]
همۀ اِین مباحث راجع به طوائف مختلفِی از رواِیات بود که امکان استدلال به آنها ـبر مشروطِیّت وجوب نماز جمعه به حضور شخص منصوب از جانب امام علِیهالسّلامـ وجود داشت.
آِیا ادلّۀ نِیابت عامّۀ فقِیه، کفاِیت از نصب خاص مِینماِید؟
امّا کسِی که با وجود و حضور شخص فقِیه قائل به عدم حرمت نماز جمعه در عصر غِیبت ـبلکه قائل به وجوب و اِینکه اقامۀ آن مجزِی از نماز ظهر بودهـ و درصورت فقدان شخص فقِیه قائل به حرمت نماز جمعه گشته است اعتقاد دارد که
[١]. اِین حق درصورتِی است که خطِیب از طرف امام علِیهالسّلام منصوب شده باشد؛ امّا التزام به اِینکه اِین حق متعلّق به هر خطِیب نماز جمعه باشد ولو اِینکه شخص، خود بنفسه متصدِّی اقامۀ نماز جمعه شده باشد، التزامِی بسِیار غرِیب و دور از ذهن مِیباشد. (منه عفِی عنه)