ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٢٧ - دلِیل سوّم موثّقۀ ابنبکِیر
وجه اوّل: کلمۀ «مِثْل» مصدّر به حرف استفهام محذوف [اِینگونه: أ مِثلُک] بوده و ظاهر همزۀ استفهام، توبِیخ بر ترک نماز جمعه مِیباشد. و معلوم است که توبِیخ صورت نمِیگِیرد مگر به جهت ترک امر الزامِی. (آِیا شخصِیّتِی مثل تو هلاک مِیشود؟)
وجه دوّم: آوردن کلمۀ «مثل» در اِین رواِیت و در چنِین مواردِی به اِین جهت است که بِیان شود: شدّت قبح ترک به مرتبهاِی رسِیده است که متکلّم خجالت مِیکشد آن را به مخاطب نسبت دهد؛ فلذا اِینگونه تعبِیر مِیآورد:
«هرکسِی که داراِی وِیژگِیهاِی همانند توست براِیش جائز نِیست که راضِی به ترک نماز جمعه بشود.»
وجه سوّم: کلمۀ «هلاک» در لغت به معناِی «مردن با سوء عاقبت» است.
وجه چهارم: کلمۀ «فَرِیضة» که در لغت «فَرض» به معناِی «وجوب» است.
وجه پنجم: اسناد و اضافۀ اِین فرِیضه به خداوند متعال است. با توجّه به وضوح اِین مطلب که تمام فرائض از جانب خداوند سبحان مِیباشند، اِین نکته قابل ذکر است که نسبت دادن اِین فرِیضه به خداوند و تخصِیص آن به عنوان «فَرِیضةُ الله» براِی تفهِیم و توجّه دادن دائمِیِ مخاطب به صدور اِین امر از جانب خداوند مَلِک سلطانِ قادرِ قاهرِ بر جمِیع امور است؛ فلذا ترک اِین فرِیضه مساوِی با خروج از تحت رقِّیّت و عبودِیّت بوده و از اعظم قبائح مِیباشد.
و اِین مطلب نظِیر آن است که به ِیکِی از رعاِیا گفته شود: «تو امرِی را ترک کردهاِی که سلطان به آن امر نموده بود!» و اِین عبارت به مراتب بلِیغتر از اِین است که گفته شود: «آِیا تو فلان امر را ترک کردِی؟!»
و از آنجاِیِی که عبدالملک مِیدانست که تشکِیل دو نماز جمعه در ِیک محل جائز نِیست، و نِیز مِیدانست امام علِیهالسّلام براِی اقامۀ نماز جمعه بر دِیگران اولوِّیت دارد، و جائز نِیست که خود را بر امام مقدّم بدارد؛ فلذا از کلام حضرت متحِیّر شده و عرضه مِیدارد: