ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٩ - پاسخ اِین اشکال
[١]* مِیکند*ـ و بِین قرائت کسِی که معتقد است قرآن نسبت به ما هِیچگونه حجِّیتِی نه در ظواهر و نه در اطلاقات و نه و نه و... ندارد!!
چنِین طرِیقِی انسان را از راه خدا و تقرّب به سوِی او دور مِیسازد و نتِیجۀ آن محرومِیّت از فِیوضات ربّانِیّه خواهد بود و اعمال عبادِی انسان را به صِرف تحرّک جوارح بدون هِیچ روح و حِیاتِی؛ بلکه به افعالِی جامد و متحجّر و خشک که هِیچ حقِیقتِی در وراِی آن وجود ندارد تبدِیل مِینماِید؛ (وَٱللَهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطُ). (سوره بروج، آِیه ٢٠.)
کسِی گمان نکند مقصود ما از اِینکه عموم مردم مخاطب قرآن هستند با آنچه که در رواِیات آمده است تنافِی دارد؛ چون در رواِیات آمده است که:
«قرآن در بِیت وحِی و ولاِیت نازل شده و حضرات ائمّه علِیهمالسّلام همان اهل ذکرِی هستند که در قرآن به آن اشاره شده است** و هِیچ مسلمانِی چارهاِی جز رجوع به آن حضرات صلوات الله علِیهم اجمعِین براِی وصول به معرفت و شناخت قرآن کرِیم و روشن شدن حقاِیق وحِیانِی آن ندارد.»
که اِین مطلب، حق است و حق پشتِیبان و وراِی اوست؛ بلکه مقصود ما اِین است که انسان باِید بداند که وقتِی قرآن مِیخواند مخاطب حقِیقِی خداوند است و چارهاِی براِی فهم معانِی خطابات و حقاِیق قرآن غِیر از رجوع به اهل ذکر که همان اهلبِیت وحِی ـسلام الله علِیهم أجمعِینـ باشند ندارد.
همچنِین مقصود ما از نزول قرآن بر تکتک افراد، آن چِیزِی نِیست که جهّال و منعزلِین از حقاِیق معارف و اسلام مطرح کردهاند؛ آنها مِیگوِیند:
«قرآن مراتب مختلفِی از معنا بر حسب ادراک هر شخص دارد و آنچه که هر فرد از آِیات قرآن مِیفهمد، همان براِی او حجّت است و در نتِیجه براِی قرآن ِیک معناِی ثابت و حقِیقِی که مراد خداوند باشد وجود نخواهد داشت.»
زِیرا بدِیهِی است که التزام به اِین مبنا قطعاً موجب سقوط آِیات قرآن از حجِّیت مِیشود و آن را از مصادِیق کلام بِیهوده و عبث و لغو و شوخِی و هزل قرار مِیدهد؛ نعوذ بالله من الجهالة و الضّلالة.
پس از خداوند متعال مسألت دارِیم که به ما توفِیق معرفت حقِیقِی نسبت به شرِیعت خوِیش و آنچه بر رسولش صلِّی الله علِیه و آله و سلّم نازل فرموده و حضرات ائمّۀ اطهار و پِیشواِیان ما صلوات الله علِیهم أجمعِین آن را تبِیِین نمودهاند عناِیت فرماِید و فهم و ادراک ما را بالا برده و ما را بر منهج مرضِیّ اهلبِیت محمّد صلِّی الله علِیه و آله و سلّم ثابتقدم قرار دهد؛ إنّه خِیرُ موفّقٍ و مُعِینٍ، آمِین! (منه عفِی عن جرائمه) *