ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣١ - اقدامات علاّمۀ طهرانِی (قدّس سرّه) بر علِیه شاه
مرحوم والد ـرضوان الله علِیهـ ندا و دعوت خوِیش را براِی جمِیع آحاد ملّت در هر پست و مرتبهاِی؛ عالِی و دانِی، حکومتِی و عادِّی، عالم و جاهل، ملتزم به مبانِی شرع و غِیر ملتزم، حتِّی افراد بِیحجاب و صاحبان قدرت و مسئولِین حکومتِی در تمام مراتبشان خصوصاً خود شاه و اطرافِیانش بسط و گسترش دادند[١] و اِین نوع دعوت از وِیژگِیهاِی خاص و ممتاز اِیشان بود؛ چرا که اِیشان در تبلِیغ شرِیعت بلند مرتبۀ اسلام، نفس شرِیفشان را آِینه و مرآت نفس رسول خدا و ائمّۀ معصومِین صلوات الله و سلامه علِیهم و تجلِّیگاه آن انوار مقدّسۀ مطهّره مِیدِیدند.
لذا معتقد بودند که همان مسئولِیّت و زعامتِی که بر عهدۀ معصومِین علِیهمالسّلام بوده، همان مسئولِیت بزرگ و رهبرِی عظِیم نسبت به تمامِی اهل زمِین تحت إشراف حضرت ولِیّ عصر أرواحُنا لتراب مقدمه الفدا و ولاِیت کلِّیّۀ الهِیّۀ آن حضرت بر عهدۀ اِیشان نهاده شده است و آنچه را که براِی نفس قدسِی خود دوست داشته، پسندِیده و اختِیار مِینمودند، از صمِیم قلب و صفاِی ضمِیر صافشان براِی پاِیِینترِین افراد اجتماع در دورترِین نقاط زمِین چه مسلمان ِیا غِیر مسلمان از کفّار و مشرکِین دوست داشته، پسندِیده و اختِیار مِیفرمودند.
سوگند به جان خود آنچه گفته شد، مزاح و اغراق نِیست، و قسم به پروردگار عظِیم ـبدون هِیچگونه مسامحه و مجامله و گزافهگوِیِیـ من خود در طول حِیات اِیشان اِین معنا و مسلک ملکوتِی الهِی را در حالات شرِیف و سخنان بلندمرتبه و رفِیعشان مشاهده مِیکردم.
بر همِین اساس و نگرش، اِیشان براِی بسِیارِی از علما و مراجع عظام نامه نوشته[٢] و آنها را به ورود در اِین راه و سِیر در اِین مسلک و مسِیر تشوِیق و ترغِیب مِینمودند که از آن جمله مِیتوان آِیات عظام و حجج اسلام سِیّد محمّدهادِی مِیلانِی،
[١]. وظِیفۀ فرد مسلمان، ص ٦١ ـ ٦٣؛ مهر فروزان، ص ١٣٥.
[٢]. وظِیفۀ فرد مسلمان، ص ٥٤ ـ ٥٨.