کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٩٣ - مبحث دوم علم
تا پايان شب براى من سخن گفت.
قواعد علم كلام را نيز حضرت (ع) مقرّر داشت و براهين آن را روشن كرد و همه مردم از خطبههاى ايشان بهره بردهاند و بازگشتگاه همه آنها به حضرت ايشان (ع) است.
كارگردانان علم كلام چهار گروهند: معتزله، اشاعره، شيعه و خوارج.
انتساب شيعه كه به حضرت ايشان روشن است.
معتزله هم به واصل بن عطا منتسباند كه بزرگ ايشان است. واصل، شاگرد ابو هاشم عبد اللَّه بن محمّد بن حنفيه بوده و ابو هاشم نيز شاگرد پدرش و پدرش شاگرد پدر خود يعنى على بن ابى طالب بوده است.
اشاعره هم شاگرد ابو الحسن على بن ابى بشر اشعرى بودهاند كه او نيز شاگرد ابو على جبّائى است كه از مشايخ معتزله به شمار مىآيد.
در علم طريقت نيز همه صوفيه، خرقه را به حضرت ايشان (ع) نسبت مىدهند،[١] و اصحاب فتوّت و جوانمردى به حضرتش (ع) رجوع مىكنند، زيرا به روز احد، جبرئيل از آسمان فرود آمد در حالى كه ندا در مىداد: نيست شمشيرى مگر ذو الفقار و نيست
[١] مصنّف- اعلى اللَّه مقامه الشريف- نزديك به همين معنى را در كتاب ديگر خود« كشف الحق و نهج الصدق» آورده است. شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٥٢٧- ٥٢٨ در تبيين كلام مصنّف سخنانى دارد كه چكيده آن چنين است:
« دانستيم كه مفهوم رجوع به حضرت( ع)، آن است كه ايشان اصل آنها و پايه امورشان است، و اين به معناى همسويى در همه امور نيست. طرفداران نحلههاى گوناگون، همگى به پيامبرانشان انتساب دارند اگر چه گمراهى بر آنها غلبه يافته و آيين آن پيامبران را دگرگون كردهاند. چنين است فرقههاى مختلف مسلمانان كه به دين پيامبر اكرم٦ منتسب هستند، ولى بيشترشان فرقههايى گمراهند كه از جمله ايشان است فرقه صوفيه ... كه نادانانشان گمان مىبرند صوفيه، همان خرقهاى است كه گذشتگانشان از اهل بيت و امير المؤمنين( ع) ستاندهاند ... روشن شد كه مقصود مصنّف- رحمه اللَّه- از بيان خرقه، استشهاد به آن است در رجوع همگان به حضرت( ع)، نه اين كه نسبت دادن خرقه به حضرت( ع) ذاتا موجب ستاندن علم از حضرتش( ع) باشد».