کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٩٠ - مبحث دوم علم
نازل نشده مگر آن كه مىدانم در باره چه و كجا نازل شده است، و همانا خدايم قلبى به من بخشيده آكنده از درك و زبانى پرسان. همو[١]- به نقل از ابو عبد الرحمن سلمى آورده كه گفته است: به خدا سوگند مردى از قريش را نديدهام كه كتاب خدا را بيش از على بخواند. همو[٢]- به نقل از بخترىّ نقل مىكند كه گفته است: على را ديدم كه در كوفه بر منبر بالا رفت در حالى كه زره رسول اللَّه را بر تن داشت و شمشير او را بر ميان و عمامه حضرتش ٦ را بر سر و انگشترى حضرت ايشان ٦ را در انگشت. پس بر منبر بنشست و شكم خويش هويدا ساخت و فرمود: پيش از آن كه مرا از كف دهيد هر چه خواهيد بپرسيد كه در سينه من دانش فراوان جاى گرفته و اين است ظرف دانش. اين خيو پيامبر است و حقايقى است كه حضرتش ٦ چونان بر من القا كرده كه پرنده، خوراك به دهان جوجه خويش مىنهد و البتّه بىهيچ وحيى كه بر من نازل كرده باشد. به خدا سوگند اگر بالشى را تا كنند و من بر آن بنشينم تا براى توراتيان به توراتشان و براى انجيليان به انجيلشان [و براى زبوريان به زبورشان] فتوا دهم چنان فتوا دهم كه خداوند تورات و انجيل [و زبور] را به اين سخن در آورد كه: راست گفت على، او چنان فتواتان داد كه خداوند در من نازل كرده بود در حالى كه شما اين كتاب را مىخوانيد، آيا نمىانديشيد؟[٣] و روزى فرمود: پيش از آن كه مرا از دست دهيد هر چه مىخواهيد از من بپرسيد،[٤] از
[١] اين سخن را در مناقب خوارزمى نيافتيم، ولى مىتوان آن را در استيعاب ٢/ ٣٣٤ يافت.
[٢] مناقب خوارزمى/ ٤٧.
[٣] شيخ طوسى در تلخيص الشّافى ٣/ ٢٢- ٢٣ در باره اين خبر مىگويد:
« مراد حضرت( ع) از اين سخن آن است كه من با كتاب خود آنها با ايشان دادخواهى خواهم كرد كه در آن بشارت به پيامبر ما٦ و درستى شريعت او آمده است و لذا بر پايه آن چه كتابشان در اين شريعت و احكام قرآنى اقتضا دارد بر آنها حكومت خواهم داشت، و اين خود از بهترين، بزرگترين و سترگترين اهداف است».
[٤] علّامه بياضى در الصراط المستقيم ١/ ٢١٨ مىگويد:
« اگر خداوند قديم، هر چيز را در قرآن عظيم نهاده است و فرموده: وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ[ انعام/ ٥٩] و روشن است كه مقصود از آن نه تنها ظاهر كه باطنش نيز هست، امير المؤمنين نيز مىفرمايد:« بپرسيد از من»، و نظاير آن و هيچ يك از صحابه و تابعان پاسخى به حضرت ندادهاند. اين همان است كه مقصود خداوند از اين سخن مىباشد: وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ[ يس/ ١٢؛]. پس او در پرتو امامتش شايستهتر است كه از جانب خداوند باشد، زيرا در حكمت الهى، مقدّم داشتن مفضول قبح دارد و علما و حكما و پيشگويان به فضل او اعتراف دارند و از امواج كوه پيكر اقيانوس وجودش، اندوختهها برگرفتهاند».
شيخ طوسى در تلخيص الشافى ٣/ ٢٢ مىگويد:
« آن چه از حضرتش روايت شده كه فرموده است:« پيش از آن كه مرا از دست دهيد هر چه خواهيد بپرسيد كه در سينه من دانشى سترگ گرد آمده است»، سخنى است كه كسى به گفتن آن اقدام نمىكند مگر آن كه به خود اطمينان دارد كه به هر چه از او پرسيده شود آگاه است و الّا خويش را در معرض جهل قرار داده است كه اين به حضرتش( ع) زيبنده نيست».
ابن بطريق با اين حديث استدلال مىكند كه حضرتش( ع) از فتنهها آگاهى داشته است و از كشتن اصحابى كه در صفّين از فرمان او سر باز زدند و نيز امور ديگر چشم پوشيده است.
بنگريد به: العمدة/ ٣٣٦- ٣٣٧.