کشف الیقین ت آژیر
(١)
پيشگفتار
٣ ص
(٢)
اوصاف آن حضرت از لسان مبارك پيامبر
١٢ ص
(٣)
مقدمه
٣٩ ص
(٤)
فصل اول پيرامون فضايلى كه پيش از تولد حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
٤٣ ص
(٥)
نخست اين كه نام حضرت(ع) در تورات آمده است
٤٥ ص
(٦)
دوم برانگيخته شدن پيامبران بر ولايت پيامبر و على(ع)
٤٥ ص
(٧)
سوم اين كه اسم او بر عرش نگاشته شده است
٤٧ ص
(٨)
چهارم اين كه روايت شده است پيامبر خدا
٤٩ ص
(٩)
پنجم توسل آدم به حضرت(ع) در توبه
٥٢ ص
(١٠)
فصل دوم پيرامون فضايلى كه در زمان خلقت و ولادت حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
٥٥ ص
(١١)
فصل سوم پيرامون فضايلى كه در حال كمال و بلوغ حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
٦١ ص
(١٢)
باب اول فضايل به دست آمده از فعل و اثر اين فضايل يا نفسانى هستند يا جسمى
٦٣ ص
(١٣)
مطلب اول در فضايل نفسانى
٦٣ ص
(١٤)
مبحث اول ايمان
٦٣ ص
(١٥)
مبحث دوم علم
٧٨ ص
(١٦)
مبحث سوم خبر دادن از غيب
١٠٥ ص
(١٧)
مبحث چهارم در شجاعت
١١١ ص
(١٨)
مبحث پنجم در پارسايى و زهد
١١٣ ص
(١٩)
مبحث ششم در بخشش و كرم
١١٧ ص
(٢٠)
مبحث هفتم در پاكدامنى و ديندارى و استجابت دعا
١٣٣ ص
(٢١)
مبحث هشتم در اخلاق خوش حضرت(ع)
١٤٠ ص
(٢٢)
مبحث نهم در شكيبايى
١٤٢ ص
(٢٣)
مطلب دوم پيرامون برترىهاى جسمى حضرت
١٤٢ ص
(٢٤)
مبحث اول در عبادت
١٤٢ ص
(٢٥)
مبحث دوم در جهاد
١٤٦ ص
(٢٦)
مبحث سوم پيرامون پيشگام بودن در تصديق
١٨٣ ص
(٢٧)
مبحث چهارم در بردن سوره برائت به مكه
١٩٠ ص
(٢٨)
مبحث پنجم در گرد آوردن ويژگىهاى متضاد
١٩٥ ص
(٢٩)
مبحث ششم در گزيدههايى اندك از سخنان حضرت
١٩٥ ص
(٣٠)
باب دوم فضايل به دست آمده از خارج
٢٠٤ ص
(٣١)
مبحث اول در نسب حضرت(ع)
٢٠٤ ص
(٣٢)
مبحث دوم در ازدواج با فاطمه
٢٠٦ ص
(٣٣)
مبحث سوم در برادرى على(ع) با پيامبر
٢١٠ ص
(٣٤)
مبحث چهارم در بستن درها
٢١٨ ص
(٣٥)
مبحث پنجم در مباهله
٢٢١ ص
(٣٦)
مبحث ششم در وجوب محبت و مودت به على(ع)
٢٢٧ ص
(٣٧)
مبحث هفتم در اين كه حق و قرآن از على جدا نمىشوند
٢٣٩ ص
(٣٨)
مبحث هشتم در اين كه پيامبر
٢٤٣ ص
(٣٩)
مبحث نهم در تصريح به اين كه پيامبر
٢٦٠ ص
(٤٠)
مبحث دهم در اين كه پيامبر، على(ع) را امير المؤمنين مىخوانده است
٢٧٦ ص
(٤١)
مبحث يازدهم پيرامون اخبار منزلت و يكى بودن پيامبر
٢٨٢ ص
(٤٢)
مبحث دوازدهم در خبر پرنده
٢٩١ ص
(٤٣)
مبحث سيزدهم در تصريح به اين كه حضرت(ع) بهترين مردم است
٢٩٣ ص
(٤٤)
مبحث چهاردهم در تهديد كسانى كه با خلافت على(ع) به دشمنى برخيزند
٢٩٥ ص
(٤٥)
مبحث پانزدهم در همانند كردن على به سوره اخلاص و كعبه و سر پيامبر
٢٩٨ ص
(٤٦)
مبحث شانزدهم پيرامون سطل
٣٠١ ص
(٤٧)
مبحث هفدهم در توصيف حضرت به سيادت و آقايى
٣٠٢ ص
(٤٨)
مبحث هجدهم در اين كه اوست صاحب حوض كوثر و صاحب اذن در وارد شدن به بهشت و اين كه در روز رستخيز و در صراط پرچمدار است و دو ملك او بر ملائك مىبالند
٣٠٣ ص
(٤٩)
مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
٣٠٤ ص
(٥٠)
مبحث بيستم پيرامون همسر امام(ع)
٣٤٤ ص
(٥١)
مبحث بيست و يكم پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على(ع) به نقل از جمهور
٣٤٧ ص
(٥٢)
مبحث بيست و دوم اين كه نسل پيامبر
٤١٠ ص
(٥٣)
مبحث بيست و سوم پيرامون خبر منا شده -
٤١١ ص
(٥٤)
مبحث بيست و چهارم پيرامون دعا براى حضرت(ع)
٤١٤ ص
(٥٥)
مبحث بيست و پنجم پيرامون بيم دادن به كسى كه بغض على(ع) در دل داشته باشد
٤١٥ ص
(٥٦)
مبحث بيست و ششم پيرامون داستان اصحاب كهف و گفت و گوى حضرت(ع) با يهود
٤١٧ ص
(٥٧)
مبحث بيست و هفتم پيرامون قرار گرفتن حضرت(ع) بر شانه پيامبر
٤٢٧ ص
(٥٨)
مبحث بيست و هشتم در اين كه ياد كردن و نگاه كردن به على(ع)، عبادت است
٤٢٩ ص
(٥٩)
مبحث بيست و نهم در اين كه على(ع) در روز رستخيز ميان پيامبر
٤٣٠ ص
(٦٠)
مبحث سىام پيرامون اين كه پيامبر
٤٣١ ص
(٦١)
مبحث سى و يكم پيرامون حديث دينار
٤٣١ ص
(٦٢)
مبحث سى و دوم در بيان اين كه پيامبر
٤٣٣ ص
(٦٣)
مبحث سى و سوم على در شب معراج
٤٣٥ ص
(٦٤)
مبحث سى و چهارم در اين كه رسول خدا
٤٣٦ ص
(٦٥)
مبحث سى و پنجم در اين كه خداوند به پيامبر
٤٣٧ ص
(٦٦)
مبحث سى و ششم پيرامون اخبارى كه زبير بن بكار - نقل كرده است
٤٤٤ ص
(٦٧)
مبحث سى و هفتم پيرامون حديث فتوت
٤٤٩ ص
(٦٨)
فصل چهارم پيرامون فضايلى كه پس از وفات حضرتش(ع) براى ايشان ثابت است
٤٥١ ص
(٦٩)
فهارس
٤٦٧ ص
(٧٠)
فهرست آيات(به ترتيب شماره آيه)
٤٦٧ ص
(٧١)
نمايه
٤٧٣ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص

کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣١٦ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)

ابو ذر[١]- مى‌گويد: پيامبر ٦ فرمود: اهل بيت من همچون كشتى نوح است، هر كه بر آن سوار شود نجات يابد و هر كه از آن كناره گيرد غرق گردد[٢]، و هر كه در آخر الزمان با


[١] همان/ ١٣٤، ح ١٧٧، نيز در همان جا/ ١٣٣، ح ١٧٥ به اختصار.

[٢] سيّد شرف الدّين در مراجعات/ ٧٧- ٧٦ مى‌گويد:

« اين نهايت توانايى است نسبت به ملزم كردن امت در پيروى از آن‌ها و باز داشتن‌شان از مخالفت با ايشان، و من در ميان همه زبان‌هاى بشرى در اين مطلب، رساتر از اين حديث نمى‌يابم ...

شما مى‌دانيد كه مقصود از تشبيه اهل بيت به كشتى نوح، آن است كه هر كس در دين بديشان پناهنده شد و فروع و اصولش را از امامان معصوم گرفت از عذاب آتش نجات مى‌يابد و كسى كه از آن‌ها كناره گرفت همچون كسى است كه به روز توفان به كوهى پناه مى‌برد تا آن كوه او را از امر الهى حفظ كند ولى در آب غرق خواهد شد و چنين كسى در دوزخ خواهد بود و پناه بر خداى مى‌بريم.» سيّد حامد حسين در خلاصه عبقات الانوار ٤/ ٣٠ پس از ذكر ابياتى از ابن ادريس شافعى به نقل از ذخيرة المآل مى‌گويد:

« اين است گواهى شافعى- همان گونه كه شنيده مى‌شود- كه به سواران اين كشتى نجات بخش تصريح مى‌كند و به اين ريسمان چنگ درمى‌زند و سواران بر اين كشتى را از گروه نجات يافته مى‌داند و معتقد است هر كس بر ايشان حكم بر هلاكت كند از راه عدالت دور افتاده است و به امامت خاندان فاطمه( س) خشنود است و خاندان هند و مرجانه و نظاير آن‌ها را نمى‌پذيرد، پس كجايند مقلّدان او؟!» در همين مأخذ/ ٢١٠- ٢٠٧ آمده است:

« حديث سفينه از چند وجه بر امامت اهل بيت( ع) دلالت دارد:

الف- ضرورت پيروى از آن‌ها: اين حديث دلالت دارد بر ضرورت پيروى از اهل بيت به طور كلى و پس از خدا و رسول، پيروى از هيچ كس جز امام، ضرورت ندارد و اين چنان است كه در وجوه دلالت حديث ثقلين به مطلوب از آن آگاهى يافتيد.

گواه ضرورت پيروى مطلق از ايشان، سخنان گوناگون علماى اهل سنّت است كه از جمله آن‌هاست عجيلى شافعى كه پاره‌اى از اين سخنان بيان شده است.

ب- پيروى از آن‌ها موجب نجات است. اين حديث دلالت دارد بر اين كه پيروى از اهل بيت( ع) موجب نجات و رهايى است و روشن است كه اين دليل عصمت آن‌ها نيز هست كه مستلزم امامت و خلافت مى‌باشد.

گروهى در دلالت اين حديث بر اين جماعت مبارك در بيان وجه تشبيه آن‌ها به كشتى تصريح دارند.

واحدى مى‌گويد:« ببين چگونه مردم را به منسوب شدن به ولايت آن‌ها و پيمودن راه، زير پرچم آن‌ها با تمثيل كشتى نوح( ع) فرا مى‌خواند. هراسگاه‌ها و خطرهاى هولناك آتش آخرت را به دريايى تشبيه كرده است كه دريانوردان را به زير مى‌كشد و آن‌ها را به پرتگاه مرگ مى‌برد و جنگ و گريز بلا بر آن‌ها فيضان مى‌يابد، و اهل بيت خود را موجب رهايى از اين هراسگاه‌ها و نجات از عواملى مى‌داند كه اين مشكلات را به هم برآورده‌اند، و همان گونه كه از دريايى توفانزده با امواجى متلاطم جز به كشتى نتوان گذشت هيچ كس از آتش در امان نخواهد بود و به نعمت اخروى دست نخواهد يازيد مگر كسى كه اهل بيت پيامبر٦ را دوست بدارد و محبت و خيرخواهى‌اش را براى آن‌ها خالص و عقيده‌اش را در طرفدارى از آن‌ها استوار گرداند. پس كسانى كه از اين كشتى باز مانند به بدى و شرّ گرفتار مى‌آيند و از دنيا به سوى عقوبت و جهنمى روان خواهند شد كه غل و قيدهاى فراوان دارد، و با تمثيل كشتى نوح، آن‌ها را با كتاب خدا قرين كرده است.

. و آن‌ها را كتاب دوم و همسنگ تنزيل دانسته است.»[ تفسير واحدى‌].

سمهودى در تنبيهات الذكر الخامس مى‌گويد:« دوم: اين سخن پيامبر٦ است كه فرمود: اهل بيت من در ميان شما همچون كشتى نوح است در ميان قومش و چگونگى آن هم چنين است كه كسانى از قوم نوح( ع) نجات يافتند كه بر كشتى سوار شدند و قبلا آمده است كه پيامبر در توسّل به ثقلين يعنى كتاب خدا و خاندانش٦ تشويق مى‌كرده است و اين كه اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا آن كه بر سر حوض كوثر بر حضرتش٦ وارد آيند، و اين كه پيامبر٦ در برخى طرق فرموده است: خداوند لطيف و خبير مرا آگاه كرده است و اين رستگارى را براى آن‌ها اثبات نموده است و اهل بيت را موجب رسيدن به اين نجات مقرّر فرموده است و بدين ترتيب اين تمسّك كمال مى‌يابد. نتيجه تشويق به آويختن بر ريسمان ايشان و محبّتشان و بزرگداشتشان، شكر نعمت بزرگ ارجمندشان٦ و فراگيرى هدايت علماى ايشان و محاسن اخلاقى و رفتارى آن‌هاست. پس هر كه آن را بگرفت از ظلمات مخالفت رهايى يافت و شكر نعمت‌هاى فراوان را گزارد و هر كه از آن كنار كشيد در درياى كفران و امواج طغيان غرق شد و آتش را بر خود واجب گردانيد»[ جواهر العقدين‌].

ابن حجر مى‌گويد:« وجه تشبيه آن‌ها به كشتى در آن چه بيان شد چنين است كه هر كس ايشان را دوست بدارد و براى سپاس‌گزارى از بزرگ ارجمندشان٦ بزرگشان شمارد و هدايت علمايشان را كسب كند از ظلمت مخالفت‌ها بركنار ماند و هر كه از آن كناره گيرد در درياى كفران نعمت‌ها غرق گردد و در ناكجاآبادهاى طغيان به نابودى رسد»[ الصواعق المحرقه/ ٩١].

ج- دلالت اين حديث بر برترى آن‌ها. اين حديث دلالت دارد بر برترى مطلق اهل بيت( ع) بر مردمان ديگر، زيرا اگر كسى از آن‌ها برتر مى‌بود تا با آن‌ها همسنگ بود پيامبر٦ دستور مى‌داد از آن‌ها پيروى كنند و در غير اين صورت لازم مى‌آيد كه امّت خود را فريفته باشد و دور است كه حضرتش٦ چنين كند.

گروهى از بزرگان علماى اهل سنّت- همان گونه كه بيان شد- به دلالت اين حديث بر اين نكته تصريح كرده‌اند.

د- دلالت اين حديث بر ضرورت محبّت ايشان. اين حديث دلالت مطلق دارد بر وجوب محبّت اهل بيت( ع)، و وجوب محبّت دليل است بر وجوب عصمت و برترى آن‌ها و دنباله روى از ايشان، چنان كه به تفصيل در جلد مربوط به آيه مودت، آن را بيان كرده‌ايم، و اين‌ها همه مستلزم امامت است.

. ه- محبت آن‌ها موجب نجات است. اين حديث، دلالت بر آن دارد كه محبّت اهل بيت( ع) موجب نجات است و اين معنا مستلزم عصمت آن‌ها مى‌باشد، زيرا اگر از آن‌ها كارى سر زند كه موجب خشم الهى گردد ديگر محبّت و پيروى از آن‌ها هم جايز نبود- چه رسد به وجوب اين محبّت و پيروى و اعتبار آن‌ها به عنوان سبب نجات- و اين بسى روشن و معلوم است.

هر گاه عصمت آن‌ها( ع) به اثبات رسد ديگر در امامت آن‌ها ترديدى باقى نمى‌ماند.

و- هر كه از آن‌ها كناره گيرد گمراه شود. اين حديث دلالت بر هلاكت و گمراهى كسانى دارد كه از اهل بيت( ع) كناره بگيرند. خلفا آشكارا از آن‌ها كناره گرفتند و علماى برجسته ما در كتاب‌هايشان اثبات كردند كه همين موجب ابطال جانشينى آن‌ها از پيامبر٦ گشت و خلافت آقاى ما امير المؤمنين( ع) را به اثبات رساند.

ز- آن‌ها براى شناخت مؤمن و كافر، ميزان هستند. اين حديث دلالت بر آن دارد كه هر كس از آن‌ها پيروى كند از رستگاران نجات يافته است و هر كه با آن‌ها به مخالفت برخيزد و تركشان كند از كافران زيانكار خواهد بود. پس به سبب آن‌ها و با پيروى از ايشان است كه مؤمن و كافر شناخته مى‌شوند كه اين معنا نيز مقتضى امامت و رياست عامّه آن‌هاست، زيرا آن از شئون عصمت است كه مستلزم امامت مى‌باشد .. و اين پيش‌تر گفته شد.

ح- دلالت اين حديث بر لزوم وجود امام در هر عصر و زمانى. اين حديث دلالت دارد بر لزوم وجود امام معصوم از اهل بيت( ع) در هر زمانى تا روز رستخيز تا امّت در همه اعصار بتوانند بر اين كشتى سوار شوند و با آن از هلاكت نجات يابند. اين حديث نيز گواهى دارد بر صحّت مذهب اهل حق و بطلان مذاهب ديگر، چنان كه پوشيده نيست.» سخن را با بيان چند فايده به پايان مى‌بريم:

اوّل: شيخ طوسى در تلخيص الشافى ٢/ ٢٤٠- ٢٣٩ در حجيّت اجماع اهل بيت( ع) به اين حديث استشهاد مى‌كند.

دوم: دهلوى در« التحفة الاثنى عشرية» پيرامون حديث« اصحابى كالنجوم» و مخالفت آن با« حديث سقيفه» سخن گفته و علّامه حجة سيّد حامد حسين در موسوعه خود:« عبقات الانوار» بدو نيكو پاسخ داده و همان گونه كه در خلاصة عبقات الانوار ٤/ ٣٠٩ آمده مى‌گويد:

« شگفت است از دهلوى كه حديث« اصحابى كالنجوم» را مخالف با« حديث سفينه» مى‌داند با اين كه بر حسب تصريحات حافظان بزرگ طايفه خود او، اين حديثى باطل و جعلى است. او به احاديث فراوانى كه هم كيشان او از پيامبر٦ روايت كرده‌اند توجهى ننموده است؛ احاديثى كه در آن اهل بيت به نجوم تشبيه شده‌اند و اقتداى امّت به آن‌ها ضرورى شمرده شده است، و از آن جا كه اين احاديث بسيار فراوان است برخى از آن‌ها را در اين جا مى‌آوريم و برخى ديگر را به خواست خدا در جاى مناسب آن ذكر خواهيم كرد.» بنگريد به: همان مأخذ/ ٢٨٣- ٢٧٩.

سپس سيّد حامد حسين- رحمه اللَّه- در همين كتاب ٢٨٩- ٢٨٣ به شبهه ديگرى پاسخ مى‌دهد و آن نياز كشتى است به ستارگان براى يافتن راه. او هفت پاسخ مى‌دهد كه ما برخى از آن‌ها را به عنوان چكيده مى‌آوريم:

« الف: هدف از سوار شدن، نجات است.

. هدف اصلى از سوار شدن بر كشتى نوح( ع) نجات يافتن است از هلاكت و غرق شدن در طوفانى كه به قوم نوح رسيد، يعنى: خداوند نجات را براى كسانى كه به اين كشتى سوار شوند تضمين كرد و در اين وضع براى نجات يافتن از هلاكت و رهايى از غرق شدن بدون تكيه بر رهيابى به وسيله ستارگان، صرف سوار شدن كفايت مى‌كند.

همين بود مقصود پيامبر٦ هنگامى كه فرمود:« هر كه بدان سوار شود نجات يابد و هر كه از آن بازماند غرق گردد.

ب: وجود نوح در كشتى چونان عاملى از عوامل نجات.

وجود نوح( ع) كه پيامبرى بود معصوم و از پيامبران اولو العزم از عوامل نجات كشتى و سواران آن بود و رهيابى آن به ساحل نجات نيازى به راهنماهاى ظاهرى نداشت.

ج: اگر اهل بيت نمى‌بودند كشتى حركت نمى‌كرد.

اهل بيت پيامبر ما( ع) دليل حقيقى حركت كشتى نوح و نجات اهل آن از غرق و هلاكت بود و اين در حديثى آمده است كه حافظ محبّ الدين بن نجار بغدادى با سندش از انس بن مالك روايت كرده و آن را به تفصيل در اين كتاب آورده است مى‌گويد:

اين‌ها هستند از ويژگى‌هاى كشتى نوح، و آيا اين كشتى نيازى به رهيابى از ستارگان دارد؟ به خدا سوگند كه چنين نيست، و اهل بيت( ع) همچون سفينه نوح هستند.

سوم: دهلوى در تأويل حديث سفينه به مقتضاى منظورش مى‌گويد: چنين نيست كه محبّت همه اهل بيت و پيروى از آن‌ها براى نجات، ضرورى باشد، زيرا اگر كسى در گوشه‌اى از كشتى قرار يافته باشد از غرق شدن نجات مى‌يابد. او اين تأويل را به برخى از علما نسبت مى‌دهد:

سيّد حامد حسين در پاسخ به او مى‌گويد:

« اين متناسب با عقيده اهل سنّت است، زيرا آن‌ها به رغم اين كه گمان مى‌كنند محبّت اهل بيت( ع) و دوستى ايشان را دارند، ولى با هدايت دشمنان و مخالفان ايشان مشى مى‌كنند و در حق اهل بيت( ع)، كلمات زشتى بر زبان مى‌آورند- كه برخى از آن‌ها بيان شده است- و اجماع آن‌ها را حجّت نمى‌دانند و كسانى را بر ايشان مقدّم مى‌دارند كه در علم و فقه و زهد با اهل بيت مقايسه نمى‌شوند ...» نيز مى‌گويد:

« شگفت است كه دهلوى كشتى اهل البيت را با كشتى‌اى چوبى مى‌سنجد كه انسان آن را ساخته است و مى‌توان آن را سوراخ كرد و در آن رخنه پديد آورد با آن كه مسأله چنين نيست. اين كشتى، ساخت خداوند سبحان است و اگر انس و جن جمع گردند تا شكافى در آن پديد آورند نخواهند توانست، اگر چه برخى، برخى ديگر را يارى رسانند» بنگريد به همان/ ٢٧٢- ٢٦٧.

« سپس مير حامد حسين- رحمه اللَّه- حديث سفينه را با احاديث ديگرى نظير حديث ثقلين و اشباح و باب حطه و نظاير آن جمع مى‌كند، و با همه آن‌ها استدلال مى‌كند كه تنها سبب نجات، فرمان برى از دوازده امام و تمسّك بديشان و وارد شدن به دين از راه همه ايشان و نه برخى از آن‌ها و نه راه ديگران است، و بدين ترتيب فرقه ناجيه را از فرقه‌هاى ديگر جدا مى‌كند و اين چنان است كه پيامبر٦ در اخبار بسيارى بدان تصريح كرده كه همگى دلالت بر آن دارند كه شمار امامان دوازده است.» همان/ ٢١٥- ٢١٠ و تقريب المعارف/ ١٢٥.