کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٦٩ - مبحث نهم در تصريح به اين كه پيامبر
______________________________
و
عقل سليم نمىپذيرد كه غير افضل بر افضل مقدّم داشته شود. بيشتر اخبارى كه در اين
باب وارد شده مشتمل است بر آن چه دلالت دارد بر امامت على (ع) كه برخى از آنها
تصريحى است و پارهاى تلويحى و پرداختن بدان موجب اطاله سخن خواهد شد و بيشتر
مخالفان به وصايت حضرت (ع) اعتراف دارند.» شيخ مظفّر در دلائل الصدق ٢/ ٣٧٤- ٣٧٣
مىگويد:
«اين وصيّت شامل خلافت است و مىتوان آن را ظاهرترين نكتهاى دانست كه در بر دارد و به سوى آن انصراف مىيابد بلكه معنى وصىّ پيامبر، خليفه اوست و گواه آن مثلى است كه پيامبر ٦ براى مسلمان، پيرامون وصىّ موسى يعنى يوشع آورد كه جانشين موسى بود و نيز آن چه احمد در مسند خود به نقل از طلحة بن مصرف روايت كرده كه گفته است: «ابو هذيل گفت: ابو بكر بر وصىّ پيامبر ٦ تحكّم مىكرد.
ابو بكر دوست مىداشت به پيمانى از رسول خدا دست مىيافت تا آن را آويزه گوش كند.» «اين سخن صراحت دارد كه مفهوم وصىّ رسول اللَّه خليفه اوست مضافا به اين كه در حديث مذكور، وارث بر وصىّ عطف شده است و مقصود از وارث يا وارث منزلت است كه همان مطلوب است يا وارث علم كه مقتضى خلافت مىباشد، زيرا علم پيامبران، ميراث براى كسى است كه براى پيروى و رياست شايستهتر باشد چه، خداوند مىفرمايد: أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى. از اين سخن در صورتى كه مقصود از وصىّ كسى باشد كه در علم و هدايت و حفظ قوانين شريعت و تبليغ علم بدو وصيّت شود تمام مطلوب به دست مىآيد، به ويژه اين كه حفظ قوانين شريعت، متوقّف بر خلافت است.» شيخ مظفّر در همين مأخذ ٢/ ٣٧٨ در پاسخ به سخن ابن روزبهان مىگويد:
«در دلالت اين سخن بر امامت امير المؤمنين براى آن چه پيشتر در حديث سوم گفته آمد ترديدى نيست، به علاوه ظهور لزوم وصىّ براى هر پيامبرى كه لازمه آن، همان خليفه مىباشد، زيرا مردم ناگزير بايد امام داشته باشند. امّا اين سخن او [يعنى سخن ابن روزبهان] كه: «گاهى گفته مىشود اين وصىّ فلانى است در كودكى و مقصود چنين است كه او پس از وى عهدهدار است به امر كودكى»، مطلوب ما را اثبات مىكند نه نفى، زيرا وصىّ پيامبر، همان خليفه اوست كه عهدهدار امر امّت اوست، و امّا اين سخن او: «او نزديك وارث است و به همين سبب با واژه وارث، قرينش ساخته» صحيح است و از همين رو هر دو لفظ، مفيد معناى خلافت است، پس مراد از وارث، وارث علم و منزلت است در ميان امّت نه مال و در نتيجه او امام خواهد بود.».