کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٥٧ - مبحث دوم در جهاد
محمّد ٦ را در كفّهاى از ترازو نهند و عمل على (ع) را در كفّه ديگر، عمل على بر همه اعمال آنها برترى دارد. ربيعه گفت: اين سخنى است كه كسى بهايى بر آن ننهد و بر على حملش نكند. حذيفه گفت: اى نادان چگونه بر على حمل نمىشود! كجا بودند ابو بكر و عمرو و حذيفه و همه اصحاب محمّد روزى كه عمرو بن عبد ودّ به مبارزه مىطلبيد و همه مردم جز على از مبارزه با او خوددارى كردند و تنها على به مبارزه با او برخاست و از پايش درآورد. سوگند به خدايى كه جان حذيفه در دست قدرت اوست اين كار او در آن روز پاداشى سترگتر دارد از همه اعمال اصحاب محمّد تا روز رستاخيز[١].- چون گروهها به شكست كشانده شدند، پيامبر ٦ آهنگ بنى قريظه كرد و على را به همراه سى تن از خزرجيان بدان جا فرستاد و فرمود: ببين آيا بنى قريظه به دژهاشان فرود آمدهاند؟ حضرت (ع) چون بديشان نزديك شد از آنان سخنان ناهنجار شنيد، پس نزد پيامبر ٦ بازگشت و به او خبر داد. على رفت تا به محدوده منطقه آنها رسيد، پس كسى از آنها او را بديد و ندا درداد كه: قاتل عمرو سوى شما مىآيد و ديگرى نيز چنين گفت و بدين ترتيب به شكست كشانده شدند و امير المؤمنين (ع) پرچم را در دل دژ بر زمين نشاند و آنها در حالى از على (ع) استقبال مىكردند كه به پيامبر ٦ دشنام مىدادند. پيامبر ٦ به آنها ندا داد كه: اى همانندان ميمون و خوك! اگر ما به عرصه جماعتى درآييم ناگوار بامدادى خواهند داشت هشداردهندهگان. گفتند: يا ابو القاسم! تو نه نادان بودى نه اهل دشنام. پس پيامبر ٦ شرم كرد و بازگشت و آنها را بيست و پنج شب محاصره كرد تا آن كه از او خواستند به حكم سعد بن معاذ تن دهد و سعد حكم به كشتن مردان و به اسارت گرفتن كودكان و زنان و تقسيم اموال صادر كرد. پيامبر دستور داد مردان را كه شمار آنها نهصد تن بود به مدينه در بعضى از خانههاى بنى النّجار فرود آورند و خود از راهى خارج شد و دستور داد آنها را نيز خارج كنند و به امير المؤمنين فرمان داد آنها را در خندق بكشد و على (ع) نيز فرمان را به اجرا درآورد[٢].- در جنگ بنى المصطلق پيروزى از آن حضرت (ع) شد و امير المؤمنين مالك و پسرش
[١] ارشاد مفيد/ ٥٣+ شرح النهج معتزلى ١٩/ ٦٠- ٦١.
[٢] همان ٢/ ٢٣٣- ٢٤٥+ ارشاد مفيد/ ٥٧+ مناقب ابن شهر آشوب ١/ ١٩٧.