کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٨٣ - مبحث دوم علم
______________________________
ما
مىگوييم: چه كسى جهادگرتر بوده است: ابو بكر يا على؟ همه اتّفاق دارند كه على.
ما مىگوييم: از قرآن و اجماع دانستهايم كه على، افضل است، پس حقّ بيشترى خواهد داشت و بر اين اساس، مقدّم داشتن ابو بكر، محال خواهد بود، زيرا بايد آن را برخاسته از خيال دانست، چرا كه عقل و خيال پردازى در مقدّمات دليل با يك ديگر يكسانند، ولى همين كه نتيجه آشكار شد خيال، پس مىنشيند و عقل، چيرگى مىيابد.
در اين جا هر دو گروه، در مقدّمات با هم يكسانند و همين كه به تقدّم على رسيدند منحرفان به خيال خود پناه مىبرند كه موجب گمراهى آنهاست و محقّقان، انديشه خود را داور مىسازند كه بار گران از دوششان برمىدارد.
نيز به دو گروه مىگوييم: پرهيزگاران چه كسانى هستند؟ همه اجماع دارند كه پرهيزگاران، همان خاشعانند.
اينك مىگوييم: خاشعان چه كسانى هستند؟ همه آنها مىگويند عالمان، همان خاشعان هستند به دليل آيه إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ [فاطر/ ٢٨؛].
ما مىگوييم: عالمان چه كسانى هستند؟ همه آنها پاسخ مىدهند، حكمكنندهترين آنها به عدالت، به دليل آيه يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ [مائده/ ٩٨؛].
ما مىگوييم: حكمكنندهترين به عدالت چه كسانى هستند؟ همه آنها پاسخ مىدهند ره يافتهترين آنها به حق، به دليل آيه أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ [يونس/ ٣٥؛].
ما مىگوييم: پس على، شايستهتر است براى پيروى، زيرا كه بر اساس سخن پيامبر ٦ ره يافتهتر به حق است: «داورترين شما على است»، و نيز بر اساس اين كه خلفا به هنگام خطا و اشكال به احكام على رجوع مىكردند، پس او داناتر، ترساتر و پرهيزگارتر است. پس اينك كه كتاب خدا كه هر چيزى را روشن مىسازد بر فضيلت على گواهى مىدهد، ديگر عدول به غير، حرام است و سرنوشتى جز اين نيست كه به سوى او رويم».
علّامه مجلسى در بحار الانوار ٤٠/ ٣١٧ در پايان باب قضاياى على (ع) و رهنمودهاى آن حضرت در مشكلات مسلمانان در منافعشان مىگويد: «كتابهاى اخبار ما به ويژه اصول اربعهمان، آكنده است از قضاياى حضرت (ع) و احكام شگفت ايشان كه در اين جا نمىخواهيم با بيان آنها سخن، طولانى گردانيم و بسيارى از آنها در ابواب فروع و احكام خواهد آمد. آن چه بيان كردهايم براى آن كه پستترين غريزه را دارد كافى است تا على را بر پيشينيان او كه ناآگاهانى بودهاند كه حلال را از حرام و شرك را از اسلام نمىشناختهاند برترى دهد».
نيز بنگريد به: تلخيص الشافى ٣/ ٢١، المناقب ٢/ ٣٣، الصراط المستقيم ٢/ ٩.