کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٣٠ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
______________________________
ى-
امر پيامبر به رعايت اهل بيت (ع):
اين فرموده پيامبر ٦: «پس بنگريد در باره آن دو چه پيش مىفرستيد» دليل ديگرى است بر وجوب پيروى از اهل بيت (ع).
ك- قرآن و اهل بيت، دو همراه:
اگر پيامبر ٦ نمىگفت جز «من دو امر را در ميان شما به يادگار مىنهم، يكى از آن دو كتاب خدا و ديگرى اهل بيتم» باز هم دليلى كافى بود در امامت ايشان (ع)، زيرا آن چه به ذهن مىنشيند چنين است: اين دو امر را پس از من حاكم قرار دهيد و خود را محكوم آن دو بدانيد و از آن دو پيروى نماييد و لگام خويش به دست آن دو سپاريد نه آن كه بر كتاب و اهل بيت حكومت كنيد و آنها را پيرو خويش قرار دهيد ... چنين دوگانگى ناپسندى هرگز بر خاطر هيچ كس گذر نمىكند.
(تكميل و تتميم) حديث ثقلين همان گونه كه بر امامت دوازده امام از اهل بيت (ع) و امامت بلا فصل على (ع) پس از پيامبر ٦ دلالت دارد بر وجود و بقاى امام دوازدهم- عجّل اللَّه تعالى ظهوره- حجّت منتظر نيز دلالت دارد.
بيان آن چنين است كه اين حديث دلالت دارد بر عدم جدايى قرآن و عترت تا روز رستاخيز به هنگام ورود به حوض كوثر. پس همان گونه كه قرآن تا روز رستاخيز باقى است بايد كسى وجود داشته باشد كه شايسته تمسّك و پيروى باشد و تا روز قيامت، امام زمان و حجّت وقت از عترت طاهره تلقّى گردد.
ل- دلالت حديث بر عصمت امامان اهل بيت:
حديث ثقلين بر عصمت اهل بيت (ع) دلالت دارد، زيرا:
اوّل: پيامبر در اين حديث به مسلمانان دستور داده است از اهل بيت پيروى كنند و دور است كه پيامبر ٦ به پيروى از خطاكاران و مخالفان با كتاب و سنت دستور دهد.
دوم: پيامبر ٦، اهل بيت را با كتاب خدا قرين ساخته به پيروى از هر دو با هم دستور داده است، پس همان گونه كه قرآن از هر گونه باطلى بدور است اهل بيت نيز چنين هستند.
سوّم: پيامبر ٦، چنگ در زدن به اهل بيت را همچون چنگ زدن به قرآن مانع از گمراهى دانسته و كسى كه گمراهى بر خود او روا باشد نخواهد توانست مانع از آن گردد ..
چهارم: پيامبر ٦ به جدايى ناپذيرى ميان قرآن و عترت تصريح كرده است و اين بدان مفهوم مىباشد كه ايشان هيچ گاه با قرآن به مخالفت برنخواهند خاست.
پنجم: پيامبر ٦، در برخى طرق چنين تصريح دارد: «على (ع) با قرآن است و قرآن با على (ع) و اين دو از يك ديگر جدا نگردند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند»، و اين تخصيص پس از تعميم است ...
ششم: پيامبر ٦، براى على (ع) دعا كرده است، چنان كه در برخى روايات آمده است: «خدايا! حق را هر كجا كه على (ع) است قرار ده.» هفتم: پيامبر ٦، چنان كه در برخى احاديث آمده فرموده است: «يارى رساننده به آن دو به من يارى رسانده است و هر كه از يارى رساندن به آن دو دريغ ورزد از يارى رساندن به من دريغ ورزيده است، دوست آن دو دوست من و دشمن آن دو دشمن من است»، و آن هر دو را در عصمت همچون خويش دانسته است.
.