کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٢٢ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
پيامبر ٦ شنيدم و كر شوم اگر دروغ بگويم: من درخت هستم و فاطمه، بار آن، و على، لقاح آن، و حسن و حسين، ميوههاى آن، و دوستداران ما اهل بيت، برگ آن در بهشت هستند حقّا حقّا.
جابر بن عبد اللَّه[١]- مىگويد: پيامبر ٦ فرمود: بهشت، مشتاق چهار تن از خاندان من است كه خداوند آنها را دوست دارد و به من دستور داده است آنها را دوست بدارم:
على بن ابى طالب، حسن، حسين و مهدى- صلّى اللَّه عليهم- كه عيسى بن مريم (ع) پشت سر او نماز خواهد گزارد.
پيامبر ٦[٢]- مىفرمايد: در روز رستخيز شفاعت چهار كس كنم: آن كه فرزندان مرا بزرگ دارد و نيازهاى ايشان را برآورد و به هنگام اضطرار در راه سامان به امورشان بكوشد و با قلب و زبان آنها را دوست بدارد.
خوارزمى[٣]- به اسنادش از ليث بن سعد روايت كرده است كه مىگويد: سال صد و ده حج گزاردم و خانه خدا را طواف كردم و سعى بين صفا و مروه نمودم و از ابو قبيس بالا رفتم. مردى را ديدم كه دعا مىكرد و مىگفت: خدايا! خدايا! تا ديگر نمىتوانست دم برآورد [سپس مىگفت: يا اللَّه! يا اللَّه! تا ديگر نمىتوانست دم برآورد، سپس مىگفت: يا حىّ! يا قيّوم! تا ديگر نمىتوانست دم برآورد]، سپس مىگفت: [يا ذا الجلال و الاكرام! تا ديگر نمىتوانست دم برآورد،] سپس مىگفت: يا ربّ! يا رب! تا ديگر نمىتوانست دم برآورد. سپس گفت: بار الها! دو جامهام پوسيده شده است، پس مرا بپوشان، من گرسنهام، پس مرا اطعام كن. پس ناگاه سبدى ديده شد كه در آن مقدارى انگور بود بدون دانه و دو جامه ملقاوى، پس من به سوى او رفتم تا همراه او بخورم. به من گفت: دست نگاه دار. گفتم: من در اين خير، شريك تو هستم. گفت: براى چه؟ گفتم: هر گاه تو دعا مىكردى، من هم آمين مىگفتم. به من گفت: بخور و چيزى باقى مگذار، و ما خورديم و
[١] اين حديث را نه در فردوس ديلمى و نه در مناقب خوارزمى و ابن مغازلى و نه در مأخذ ديگرى نيافتيم.
[٢] اين حديث در احقاق الحق ٩/ ٤٨٣- ٤٨١ به نقل از چند كتاب اهل سنّت آورده شده است.
[٣] مناقب ابن مغازلى/ ٣٨٩، ح ٤٤٤. اين حديث در احقاق الحق ١٢/ ٢٤١- ٢٣٩ به نقل از مآخذ بسيار آمده است.