کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣١٩ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
______________________________
هدف
اصلى از سوار شدن بر كشتى نوح (ع) نجات يافتن است از هلاكت و غرق شدن در طوفانى كه
به قوم نوح رسيد، يعنى: خداوند نجات را براى كسانى كه به اين كشتى سوار شوند تضمين
كرد و در اين وضع براى نجات يافتن از هلاكت و رهايى از غرق شدن بدون تكيه بر
رهيابى به وسيله ستارگان، صرف سوار شدن كفايت مىكند.
همين بود مقصود پيامبر ٦ هنگامى كه فرمود: «هر كه بدان سوار شود نجات يابد و هر كه از آن بازماند غرق گردد.
ب: وجود نوح در كشتى چونان عاملى از عوامل نجات.
وجود نوح (ع) كه پيامبرى بود معصوم و از پيامبران اولو العزم از عوامل نجات كشتى و سواران آن بود و رهيابى آن به ساحل نجات نيازى به راهنماهاى ظاهرى نداشت.
ج: اگر اهل بيت نمىبودند كشتى حركت نمىكرد.
اهل بيت پيامبر ما (ع) دليل حقيقى حركت كشتى نوح و نجات اهل آن از غرق و هلاكت بود و اين در حديثى آمده است كه حافظ محبّ الدين بن نجار بغدادى با سندش از انس بن مالك روايت كرده و آن را به تفصيل در اين كتاب آورده است مىگويد:
اينها هستند از ويژگىهاى كشتى نوح، و آيا اين كشتى نيازى به رهيابى از ستارگان دارد؟ به خدا سوگند كه چنين نيست، و اهل بيت (ع) همچون سفينه نوح هستند.
سوم: دهلوى در تأويل حديث سفينه به مقتضاى منظورش مىگويد: چنين نيست كه محبّت همه اهل بيت و پيروى از آنها براى نجات، ضرورى باشد، زيرا اگر كسى در گوشهاى از كشتى قرار يافته باشد از غرق شدن نجات مىيابد. او اين تأويل را به برخى از علما نسبت مىدهد:
سيّد حامد حسين در پاسخ به او مىگويد:
«اين متناسب با عقيده اهل سنّت است، زيرا آنها به رغم اين كه گمان مىكنند محبّت اهل بيت (ع) و دوستى ايشان را دارند، ولى با هدايت دشمنان و مخالفان ايشان مشى مىكنند و در حق اهل بيت (ع)، كلمات زشتى بر زبان مىآورند- كه برخى از آنها بيان شده است- و اجماع آنها را حجّت نمىدانند و كسانى را بر ايشان مقدّم مىدارند كه در علم و فقه و زهد با اهل بيت مقايسه نمىشوند ...» نيز مىگويد:
«شگفت است كه دهلوى كشتى اهل البيت را با كشتىاى چوبى مىسنجد كه انسان آن را ساخته است و مىتوان آن را سوراخ كرد و در آن رخنه پديد آورد با آن كه مسأله چنين نيست. اين كشتى، ساخت خداوند سبحان است و اگر انس و جن جمع گردند تا شكافى در آن پديد آورند نخواهند توانست، اگر چه برخى، برخى ديگر را يارى رسانند» بنگريد به همان/ ٢٧٢- ٢٦٧.
«سپس مير حامد حسين- رحمه اللَّه- حديث سفينه را با احاديث ديگرى نظير حديث ثقلين و اشباح و باب حطه و نظاير آن جمع مىكند، و با همه آنها استدلال مىكند كه تنها سبب نجات، فرمان برى از دوازده امام و تمسّك بديشان و وارد شدن به دين از راه همه ايشان و نه برخى از آنها و نه راه ديگران است، و بدين ترتيب فرقه ناجيه را از فرقههاى ديگر جدا مىكند و اين چنان است كه پيامبر ٦ در اخبار بسيارى بدان تصريح كرده كه همگى دلالت بر آن دارند كه شمار امامان دوازده است.» همان/ ٢١٥- ٢١٠ و تقريب المعارف/ ١٢٥.