کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٥١ - مبحث هشتم در اين كه پيامبر
______________________________
او
در همين مأخذ ١١/ ٢١٨ مىگويد:
«شگفت است تأويل حديثى كه در امامت و وجوب اطاعت تصريح دارد و خرد درست (عقل سليم) به تباهى اين تأويل گواهى مىدهد، چنان كه حال و مقام و اين سخن پيامبر ٦: الست اولى منكم بأنفسكم» پس از نزول آيه شريفه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ و امثال آن، درستى چنين تأويلى را نفى مىكنند. طرفداران اين گونه تأويل از مفهوم اين سخن متنبّى غفلت كردهاند كه:
فرض كنيم بگويم اين بام، شام است* آيا جهانيان از ديدن نور نابينا خواهند بود؟».
براى روشنى بيشتر سخن علّامه مجلسى را در بحار الانوار ٣٧/ ٢٤٢ مىافزاييم كه بر اين گمانه بنا شده است كه مفهوم مولى، دوستدار و يار باشد:
«نيز مىگوييم: حتّى به فرض اين كه مقصود از اين واژه، دوستدار و يار هم باشد باز در ميان صاحبان انديشههاى درست و فطرت صحيح بنا به قراين حاليه، دلالت بر امامت على (ع) دارد. اگر فرض كنيم يكى از سلاطين هنگام نزديك شدن زمان مرگش همه نظاميان خود را گرد آورد و دست نزديكترين و خصوصىترين خويش خود را بگيرد و بگويد: «هر كه من دوستدار و يار اويم پس اين دوستدار و يار اوست»، و سپس براى يار و دوستدار او دعا كند و كسانى را كه به او يارى نرسانند و دوستش نداشته باشند نفرين فرستد و اين سخن را در حق ديگرى نگفته باشد و هيچ كس جز او را به عنوان جانشين معرفى نكرده باشد آيا رعاياى او و كسانى كه در اين گردهمايى حضور دارند جز اين مىفهمند كه سلطان مىخواسته است با اين كار او را به جانشينى خود برگزيند و مردم را تشويق كند كه او را يارى رسانند و دوستش بدارند و همگان را به فرمانبرى از او و يارى رساندنش در برابر دشمن وادارد؟».
نظير همين سخن را علّامه امينى در الغدير ١/ ٣٦٦- ٣٦٥ بيان مىكند كه هر كس خواهان آن است مىتواند بدان مراجعه كند.
سيّد شرف الدين در مراجعات/ ٢٨٤- ٢٨٣ در پاسخ به سخن ابن حجر در صواعق- كه على به حكم حديث غدير امام بود ليكن اصل امامتش بيعت امّت با او بود- مىگويد:
.