کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٢١ - مبحث ششم در بخشش و كرم
دادند و روز و شبشان را صبر كردند بىآنكه جز آب زلال، خوراكى بچشند.
پس چون روز دوم رسيد [فاطمه (س) يك صاع جو را آرد كرد و از آن نان ساخت و امير المؤمنين (ع) به همراه پيامبر از نماز مغرب بازگشت] و طعام در پيش روى او نهاده شد كه يتيمى به آنها وارد شد و عرض كرد: سلام بر شما اى اهل بيت محمّد! يتيمى هستم از فرزندان مهاجران. پدرم در روز عقبه به شهادت رسيد. مرا اطعام كنيد كه خداوند از مائدههاى بهشتى اطعامتان كند. على حرف او را شنيد [و نيز فاطمه (س) و ديگران][١]-. پس طعام را به او دادند و دو روز و دو شب جز آب زلال هيچ نچشيدند.
[١] در مأخذ به جاى اين سخن، اين سروده آمده است:
اى فاطمه! دختر سرور بزرگوار* دختر پيامبرى كه فرومايه نيست خداوند اين يتيم را به سوى ما فرستاده است* و هر كه امروز رحم كند خداوند هم رحيم است مىگويد وعده او در بهشت راحت* در حالى كه فردوس جاودان را بر انسان فرو مايه حرام كرده است و انسان فرومايه در دوزخ در آتش است* و نوشيدنى او چرك زخم و آب كثافت است و فاطمه چنين سرود:
من به او مىبخشم و ابايى ندارم* و خدا را بر خانواده خويش ترجيح مىدهم آنها شب را گرسنه سپرى كردهاند در حالى كه بچه شيران منند* كه كوچكترين آنها در كارزار به قتل مىرسد در كربلا غفلتا كشته خواهد شد* و پريشانى و انجام وخيم از آن قاتل است آتش، او را به ژرفاى خود كشد* در حالى كه با زنجير دستهايش بسته شده است گويى زنجيرهايش بر هم فزون شده است.