کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٠٦ - مبحث سوم خبر دادن از غيب
من سخن گفته است. بر سر هر رشتهاى از موى سر تو فرشتهاى است كه بر تو لعن مىفرستد و بر سر هر رشتهاى از موى ريش تو شيطانى است كه تو را برمىانگيزد و تحريك مىكند، و اين كه در خانه خود بزى دارى كه فرزند رسول خدا ٦ را خواهد كشت، و اگر- چه آن چه پرسيدى برهانى دشوار دارد ولى باز هم به تو خبر مىدادم و دليل آن هم، چيزى بود كه در باره خود تو و بزت پيشگويى كردم. فرزند او در آن هنگام كودك خردى بود، و چون بر حسين آن گذشت كه گذشت فرزند او كشتن حسين را بر عهده گرفت[١].- و از آن جمله است سخن طلحه و زبير هنگامى كه از حضرت (ع) اجازه خواستند تا به عمره روند و حضرت (ع) فرمود: [به خدا سوگند آن دو آهنگ عمره ندارند] و مىخواهند راه بصره را در پيش گيرند و خداوند تبارك مكر آن دو را باز خواهد گرداند و مرا به وسيله اين دو به پيروزى خواهد رساند،[٢]- و مسأله همان گونه شد كه حضرت (ع) فرموده بود.
و از آن جمله است سخن حضرت (ع) در حالى كه براى گرفتن بيعت جلوس كرده بود: از سوى كوفه هزار مرد به سوى شما بيايند كه نه يكى كم باشند و نه يكى فزون كه تا دم مرگ با من بيعت خواهند داشت.
ابن عبّاس مىگويد: هراس مرا فرا گرفت كه مبادا شمار جماعت، كم يا بيشتر از اين عدد باشد و همچنان در خود فرو رفته بودم و آنها را مىشمردم، پس شماره به نهصد و نود و نه نفر رسيد و ديگر آمدن جماعت قطع شد و من در انديشه بودم كه ناگاه شخصى را ديدم كه به سوى ما مىآيد. آرى، او اويس قرنى بود كه با آمدنش عدد، كامل شد[٣].- و از آن جمله است پيشگويى كشته شدن ذو الثديه از خوارج. پس هنگامى كه خوارج كشته شدند حضرت (ع) جنازه او را در ميان كشتگان جستجو مىكرد و مىفرمود: به خدا سوگند نه دروغ گفتهام و نه به من دروغ گفتهاند تا آن كه جنازه او را در ميان كشتگان بيافت
[١] ارشاد مفيد/ ١٧٤+ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ١٠/ ١٤.
[٢] همان/ ١٣١+ تذكرة الخواص ابن جوزى/ ٦٢.
[٣] همان/ ١٦٦.