کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٠ - پيشگفتار
عقلى آن را بيان نكردند و تنها به ذكر «كرّم اللَّه وجهه» بسنده كردند تا جايى كه برخى از آنها مىگفتند: «سپاس خدايى را كه در كمال بىهمتاست ... و به اقتضاى تكليف مفضول را بر افضل مقدّم داشت.»[١]- ٥- ٣- او جانشين پيامبر ٦، بل خود پيامبر بود و اين چنان است كه آيه مباهله بدان دلالت دارد: فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ.[٢]- مفسّرانى همچون زمخشرى، طبرى، ثعلبى، فخر الدين رازى، بيضاوى، نسفى، سيوطى و ... همگى همداستانند كه مراد از «أبناءنا» حسن و حسين (ع) و مراد از «نساءنا» فاطمه (س) و مقصود از «انفسنا» على بن ابى طالب (ع) است كه خداوند تبارك او را نفس پيامبر ٦ قرار داده است[٣].- زمخشرى مىگويد: «روايت شده است هنگامى كه آنها را به مباهله دعوت كردند گفتند: برگرديم و در كار خود بينديشيم، پس نزد پيامبر ٦ آمدند. پس حضرت ٦ به راه افتاد در حالى كه حسين را در آغوش داشت و دست حسن را گرفته بود و فاطمه پشت او حركت مىكرد و على پشت سر فاطمه و پيامبر ٦ مىگفت: هنگامى كه من دعا كردم شما آمين بگوييد. اسقف نجران گفت: اى گروه مسيحيان! من چهرههايى را مىبينم كه اگر خدا بخواهد كوهى را براى اين چهرهها زير و زبر كند خواهد كرد، پس با آنها مباهله نكنيد كه هلاك شويد، به گونهاى كه تا روز رستخيز ديگر يك مسيحى بر زمين باقى نخواهد ماند.»[٤]- بگذريم از اين كه خود پيامبر ٦ نيز تصريح دارد كه على (ع)، جان او[٥]-
[١] شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ١/ ٣.
[٢] آل عمران/ ٦١؛ از آن پس كه به آگاهى رسيدهاى هر كس كه در باره او با تو مجادله كند بگو بياييد تا حاضر آوريم ما فرزندان خود را و شما فرزندان خود را، ما زنان خود را و شما زنان خود را، ما خود و شما خود. آن گاه دعا و تضرّع كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان بفرستيم.
[٣] مراجعه كنيد به: احقاق الحق ٣/ ٤٦- ٦١.
[٤] كشّاف ١/ ٤٣٤.
[٥] بنگريد به: احقاق الحق ٦/ ٤٤٩- ٤٥٨، و ج ١٧/ ١٥- ٢٠.