عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٥٤ - علل ذكر بسم الله در ابتداى سور قرآن
تخفيفى داده مىشود، گرچه مشرك باشند[١].
نقل است كه بشر حافى در ابتدا كه مست باده دنيا بود، روزى در بين راه مىرفت، كاغذى يافت، روى آن نوشته بود بسم الله الرحمن الرحيم، عطرى خريد و آن كاغذ را معطر كرد و آن را در جاى محترمى نهاد، بزرگى آن شب به عالم خواب ديد كه گفتند بشر را بگو:
طيبت إسمنا طيبناك وبجلت إسمنا فبجلناك وطهرت إسمنا فطهرناك فبعزتى لأطيبن إسمك فى الدنيا والآخرة[٢].
نامم را معطر كردى، معطرت كرديم، بزرگ دانستى، بزرگت شمرديم، پاكيزه كردى، پاكيزهات كرديم، به عزتم قسم نامت را در دنيا و آخرت پاكيزه گردانم.
آن بزرگ پيش خود گفت: بشر، مردى فاسق است مگر به غلط ديدهام، وضو گرفت و نماز بگزارد و به خواب رفت، باز همان خواب را ديد، تا بار سوم كه مسئله را مطمئن شد، صبح به در خانه بشر رفت و او را طلبيد. گفتند به مجلس لهو و لعب رفته، به در آن مجلس رفت و بشر را خواست. گفتند: مشغول است گفت او را بگوييد پيغامى دارم. به بشر خبر دادند. گفت: بپرسيد از كه پيغام دارى؟ جواب داد: از خداوند!
بشر گريان شد گمان كرد پيام عذاب و عقاب است؛ پس برخاست و روى به ياران كرد و با همه خداحافظى نمود و گفت: هرگز مرا در مجلس معصيت نخواهيد
[١] -التفسير الكبير: فخر رازى: ١/ ١٧١.
[٢] -التفسير الكبير: فخر رازى: ٢٢/ ١٣ با كمى اختلاف.