عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٣ - استعاذه در كلام بزرگان
و اعوان و انصارش را به پناهگاه الهى راهى نيست و پناهگاه خداوند و قرقگاه حضرت او عبارت است از ايمان، تقوا، حيا، عفت، معرفت، عبادت، رياضت، مجاهده و...
چون با زبان گفتى: «اعوذ بالله» عملا هم اين معنا را به ظهور برسان كه بدون شك در پناه او خواهى رفت و از ضربههاى مهلك شياطين درونى و برونى در امان خواهى بود.
از ابن عباس مرويست اجلال قرآن «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» ومفتاح آن «بسم الله الرحمن الرحيم» است.
استعاذه در كلام بزرگان
عارفان گفتهاند:
اين حقيقت يعنى استعاذه- البته حقيقت عملى آن- وسيله مقربان و نزديكان و ملجأ و ملاذ هاربان و فرار كنندگان و سرور و انبساط محبان و دوستان و امتثال اوامر رب العالمين و خداى جهانيان است و اين همه جز عملا ميسر نيست و نظر بزرگان از فقها و اوليا و عرفا در مسئله استعاذه جز اين نيست.
شهيد ثانى در كتاب «اسرار الصلاة» و مرحوم ملا محسن فيض كاشانى در رساله «ترجمة الصلاة» مىفرمايند:
استعاذه فى الحقيقه پاكيزه كردن زبان و رفتن خانه دل است از غبار اغيار و صفا دادن آن از براى درآمدن يار.
به قول عارف نيشابورى:
|
دلى كز عشق تو جان برفشاند |
زكفر زلف ايمان برفشاند |
|
|
دلى بايد كه گر صد جان دهندش |
صد و يك جان به جانان برفشاند |
|