عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨٩ - خداوند يگانه
مىآورد و هرگز نابود نمىشود.
عارفان بينادل و مردان حق و واصلان بزم فضيلت و مقيمان حضرت حقيقت در نزد همه ملتها يك شراره كوچكى از آتش اين عشق در كانون دل داشتهاند و تنها يك جرعه و بلكه يك قطره از اين باده جان بخش خورده بودند كه با يك شراره دل ايشان جهانبين گشته و از اين يك قطره جان، ايشان سرمست دو عالم شده بودند.
اين عشق است كه در دل همه انبيا و اوليا و عرفا جايگزين بوده و تجلى نموده و از زبان همه ايشان گويا و پرتو افشان گرديده است.
|
تا عشق تو خيمه زد به جانم |
از عرش برين گشت شانم |
|
|
شد عالم و آدمم فراموش |
از ياد تو يار مهربانم |
|
|
مىنوشم از آن دو نرگس مست |
تا مست ابد شود روانم |
|
|
عشق است و وفا و مهربانى |
اركان و عناصر روانم |
|
|
گم گشت دلى كه خود نشان داشت |
از لطف زيار بىنشانم |
|
|
يك مشت گل است تن ولى جان |
صد باغ گل است در نهانم |
|
|
رحم آر به عاشقى چنين زار |
مىپرس زحال ناتوانم |
|
|
خون شد دل آسمان به حالم |
چون ديد دو چشم خون فشانم |
|
|
بگسست دل از جهان الهى |
پيوست به يار دلستانم |
|
خداوند يگانه
أحد] يعنى يگانه و خداى مطلق و حقيقى كه به هيچ صورت قابل تعدد و كثرت نيست.
حضرت على ٧ مىفرمايد: