عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥١ - حرمت سبك شمردن نماز در روايات
براى نماز از ميان ملائكه موكلى است كه كارى غير آن ندارد، چون مكلف از نماز فراغت پيدا كند، آن را به طرف خدا مىبرد، اگر قابل قبول باشد قبول مىشود و اگر از طرف حق قبول نشود، خطاب مىرسد: اين نماز را به بندهام بازگردان.
ملك نماز را باز گردانده و به صورت صاحبش مىزند و مىگويد: واى بر تو كه هميشه عملى دارى كه باعث سرشكستگى من است[١].
و نيز از ابو بصير نقل شده:
بر ام حميده وارد شدم، تا او را در عزاى امام صادق ٧ تسليت بگويم. او گريه كرد و من نيز گريستم. سپس گفت: اى ابو محمد! اگر حضرت صادق ٧ را به وقت مرگ مىديدى تعجب مىكردى! دو چشمش را باز كرد و فرمود: همه كسانى كه با من آشنايى دارند دور من جمع كنيد، كسى نماند مگر اين كه به محضر آن جناب آمد، آن گاه به همه نظر كرد و فرمود: شفاعت ما شامل كسانى كه نماز را سبك بشمارند، نمىشود[٢]!
عن ابى جعفر ٧ قال: الصلاة عمود الدين مثلها كمثل عمود الفسطاط اذا ثبت العمود ثبت الاوتاد والاطناب واذا مال العمود وانكسر لم يثبت وتد ولا طنب[٣]:
امام باقر ٧ فرمود: نماز ستون دين است و برنامه آن براى دين همانند ستون خيمه است، وقتى ستون ثابت و پا برجا باشد، ميخها و طنابها پابرجاست، ولى وقتى ستون از ثبوت بيفتد و بشكند، ميخ و طنابى پا برجا نمىماند.
[١] -الكافى: ٣/ ٤٨٨، باب النوادر، حديث ١٠؛ ثواب الأعمال: ٢٢٩؛ بحار الأنوار: ٨١/ ٢٦٢، باب ١٦، حديث ٦٢.
[٢] -الأمالى، شيخ صدوق: ٤٨٤، المجلس الثالث والسبعون، حديث ١٠؛ المحاسن: ١/ ٨٠، باب ٣، حديث ٦؛ وسائل الشيعة: ٤/ ٢٦، باب ٦، حديث ٤٤٢٣.
[٣] -المحاسن: ١/ ٤٤، حديث ٦٠؛ وسائل الشيعة: ٤/ ٢٧، باب ٦، حديث ٤٤٢٤.