عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٩ - (خواطر انسان)
(خواطر انسان)
اما اصل خواطر: بدان كه حقتعالى و تقدس، فرشتهاى بر دل آدمى موكل كرده است كه پيوسته او را به خير دعوت مىكند او را ملهم مىگويند و دعوت او را الهام و در مقابل آن شيطانى است كه او را به شر دعوت مىكند و او را وسواس گويند و دعوت او را وسوسه، ملهم الا به خير نخواند و وسواس الا به شر نخواند.
اين دو داعىاند بر دل بنده ايستاده و پيوسته به دعوت مشغول و دل از آن آگاه و با خبر كه در اخبار آمده است كه رسول صلوات الله عليه فرمود:
زمانى كه فرزند آدم به دنيا مىآيد، خداوند ملكى بر او قرين نمايد و شيطان شيطانى، شيطان كنار گوش چپ قلب مىخوابد و ملك كنار گوش راست دل و اين دو به طور مرتب مشغول دعوت كردن انسان به خير و شرند.
پس خداىتعالى در بنيت آدمى تركيب كرده است طبيعتى كه ميل به شهوات دارد و لذات به هر كيفيت كه باشد از نيكو و زشت و آن هواى نفس است كه روى به آفت دارد، اين سه دعوت است. پس بدان كه اين خاطرها اثرهاست كه در دل بنده حادث مىشود و او را بدان دارد كه كارى بكند، يا ترك كارى بكند و پديد آمدن به حقيقت از خداى تعالى است در دل بنده، لكن آن بر چهار قسم است.
يكى آنكه خداىتعالى در دل بنده افكند به ابتدا، آن را خاطر گويند و بس، قسم دوم آنكه در دل پديد آورد و موافق طبع آدمى باشد، آن را هواى نفس گويند و به دو نسبت كنند و قسمى ديگر در پى دعوت ملهم پديد آرد و به دو نسبت كنند و آن را الهام گويند و قسمى ديگر در پى دعوت شيطان پديد آرد و آن را به دو نسبت كنند و وسوسه خوانند و خاطر شيطان گويند.
پس بدان كه خاطرى كه از قبل خداى تعالى ابتدا باشد، شايد كه به خير باشد،