عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٢ - ٢ - قمار
|
يا آن كه بنوشى دو سه جامى تو از اين مى |
تا آن كه بپوشم زهلاك تو نظر را |
|
|
لرزيد از اين بيم جوان بر خود و جا داشت |
كز ترس فتد لرزه به تن ضيغم نر را |
|
|
گفتا پدر و مادر من هر دو عزيزند |
هرگز نكنم ترك ادب اين دو نفر را |
|
|
لكن چو به مى دفع شر از خويش توان كرد |
نوشم دو سه جامى و كنم دفع خطر را |
|
|
نوشيد دو جامى و چو شد خيره زمستى |
هم مادر خود را زد و هم كشت پدر را |
|
|
اى كاش شود خشك بن تاك و خداوند |
زين مايه شر حفظ كند نوع بشر را[١] |
|
٢- قمار
قمار، عمل پليدى است كه مانند شراب مخترعش شيطان است و از علل كينه و دشمنى بين مردم است.
مالى كه از قمار به دست مىآيد، بر اساس آيات و روايات حرام است و با آن مال هيچ برنامهاى نمىتوان داشت و بر به دست آورنده مال واجب است كه آن مال را به صاحبش بازگرداند.
قمار، برنامه كثيفى است كه مايه دشمنى و علت رنجش و كينهتوزى است.
قمارباز اگر ببازد دشمن برنده مىشود و اگر ببرد، بازنده دشمن او مىگردد، كمتر مجلسى براى قمار تشكيل مىشود كه در آن نزاع و كينه برنخيزد و چه بسا
[١] -ايرج ميرزا.