عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٤ - آداب قرائت قرآن
١٠- تبرى، و مقصود از آن تحقق به حقيقت لا حول ولا قوة الا بالله است و اينكه هر گاه آيات مربوط به شايستگان از عباد خدا را خواند خود را جزو آنان نداند و چون درباره مجرمان و گنهكاران آيه خواند، به حقيقت خويش را از گروه آنان شمرده و در پيشگاه او سر عجز و تقصير و فقر و مسكنت فرود آورد[١] و به درگاه حضرت او عرضه بدارد:
|
الهى دلى ده كه جاى تو باشد |
لسانى كه در آن ثناى تو باشد |
|
|
الهى بده همتى آن چنانم |
كه سعيم وصول لقاى تو باشد |
|
|
الهى چنانم كن از عشق خود مست |
كه خواب و خورم از براى تو باشد |
|
|
الهى عطا كن به فكرم تو نورى |
كه محصول فكرم دعاى تو باشد |
|
|
الهى عطا كن مرا گوش و قلبى |
كه آن گوش پر از صداى تو باشد |
|
|
الهى عطا كن بر اين بنده چشمى |
كه بيناييش از ضياى تو باشد |
|
|
الهى چنانم كن از فضل و رحمت |
كه دايم سرم را هواى تو باشد[٢] |
|
تا اينجا تفسير و توضيح شش مسئلهاى كه در جمله اول روايت آداب قرائت قرآن بود يعنى:
١- قرائت
٢- خضوع
٣- رقت قلب
٤- حزن و ترس در هنگام قرائت
٥- حرمت سبك انگاشتن حق
٦- خسارت سنگين در عدم توجه به قرآن
[١] -محجة البيضاء: ٢/ ٢٣٤، كتاب آداب تلاوة القرآن، باب ٣.
[٢] -طوطى همدانى.