عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٦ - توجه به عالم موجب توجه به حمد
تمام صفات كماليه است.
در اينجا هر شكر و مدحى چه با زبان بيان، چه با زبان وجود، مخصوص ذات با كمالى است كه مالك و تربيت كننده همه عالمهاست.
بايد حمد و ستايش را تنها براى مبدئى دانست كه لطف تربيتش سراسر جهان و همه موجودات را فرا گرفته، هر ناتوانى را توانا مىگرداند، هر بىجانى را جان مىبخشد و فراخور احتياجش ساز و برگ زندگى به او مىدهد و از آنچه هست برترش مىسازد، تا به جمال عقلش مىآرايد، آن گاه براى تكميل تربيت، پيغمبران و خردمندان عالىقدر را برمىانگيزد و شرايع و قوانين در جلو راهش مىگذارد و تربيت تكوين را با تشريع تكميل مىنمايد.
بدين جهت در قرآن كريم كه ظهور تربيت و اراده حق است، آيات تكوين و تشريع با هم آمده و همه را آثار قانون تربيت رب العالمين مىشمارد.
توجه به عالم موجب توجه به حمد
با بيان اين حقيقت كلمه حمد به اندازه پهناى جهان بزرگ توسعه دارد و هر چه بيشتر اسرار جهان باز شود و خرد انسان پيش رود، مجهولات نظام طبيعت و حيوانات ريز و درشت و بعد اختران و سازمان درونى و بيرونى جانداران معلوم گردد، حقيقت حمد و توجه به ربوبيت جهان بيشتر تحقق مىيابد و معنا و واقعيت آن عميقتر و وسيعتر مىگردد.
به هر اندازه كه انسان آشناى به سازمان وجودى عالميان و حداقل دنياى كيهان و نبات و حيوان و انسان مىشود، از نظم آفرينش آنان و منافع بىشمارشان بيشتر حيرتزده مىشود و لزوم و وجوب حمد و اينكه ستايش و شكر و مدح و حمد مخصوص مالك و پرورش دهنده عالميان است روشنتر مىگردد.