عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٠ - لطايف توحيديه در تكبيرة الاحرام
حواس درك نمىگردد[١].
عارف معارف الهيه مرحوم حاج ميرزا عبدالحسين تهرانى، در توضيح اين روايت گفتارى دقيق و لطايفى رقيق دارد؛ آن جناب مىگويد:
مخفى نماند كه اين بيان دقيق انيق كه صادر شده از مورد تحقيق، يعنى آفتاب عالمتاب حضرت ولايت مآب حضرت امير ٧ در سر رفع يدين در حال تكبيرة الاحرام اشاره است به پنج مطلب از مطالب غامضه توحيد كه خواهد آمد.
دست برداشتن تا محاذى گوش، يعنى بنده حقير فقير سراپا تقصير در حال تكبير بايد به دو زبان سخن گويد: يكى به زبان حال و ديگرى به لسان مقال كه هر يك با ديگرى موافق باشد، تا صدق دعوى عبد در توحيد صادق آيد.
پس تكبير گفتن، مقال است و دست بلند كردن، زبان حال و هر يك از اين دو عبارت اخراى يكديگرند.
چون عبد تكبير گويد، پروردگار خود را به عظمت و كبريايى ياد نمايد و ذات عليا را به الوهيت كه صفت خاصه است بستايد و اعتراف نمايد كه او را كس نتواند توصيف نمايد و بر دامن كبريايى او كه از هر چيز بلندتر است، گرد توصيف و غبار تشبيه ننشيند، چه جاى اينكه قلوب و ابصار او را مشاهده نمايد.
و مقارن اين تعبير- كه مدلول عليه تكبير است- همين مضمون را نيز به لسان حال ادا سازد، فكأنه بر طبق مدعاى خود ببيند و برهان اقامه نمايد، پس دست راست بلند كند.
و اشاره به واحديت وبساطت ذات غيب الغيوبى، نه اسمى است نه رسمى و نه نسبتى است و نه حدى و نه اضافه و نه تشبيهى، چه آنكه او اجل از اين است كه او
[١] -من لا يحضره الفقيه: ١/ ٣٠٦، باب وصف الصلاة، حديث ٩٢١؛ علل الشرايع: ٢/ ٣٣٣، باب ٣٠، حديث ٥؛ وسائل الشيعة: ٦/ ٢٨، باب ٩، حديبث ٧٢٥٩.