عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٥ - سفر مادى و سفر معنوى
٤- به دست آوردن آداب.
٥- پيدا كردن دوست بزرگوار[١].
آنان كه از سفر دورى مىجويند، در بسيارى از منافع را به روى خود مىبندند و اينان افرادى بدبخت و تهيدستند.
اما منافع سفر معنوى با سفر مادى قابل قياس نيست كه سفر معنوى حركت از عقل و قلب و روح به وسيله حرارت ايمان و عشق به سوى حضرت رب الارباب است كه با رسيدن به مقام وصل، رسيدن به همه چيز است؛ چرا كه حضرت دوست مستجمع جميع صفات كماليه است و هر كس در سير سفر معنوى به حضرت او برسد به همه چيز رسيده و در ميان طرق سفر هيچ طريقى نزديكتر و پرسودتر و رسانندهتر به مقام وصل و مرتبه قرب از نماز نيست.
مرحوم شيخ عبدالحسين تهرانى در «اسرار الصلاة» چه نيكو فرموده:
در نزد ارباب خرد مقرر است كه ترقى و كمال هر شىء به سفر است، چنانچه شيخ الرئيس فرموده كه كمال محدثات در غربت است، از جهت اينكه جميع محدثات در بلده اصليه و مسكن اولى كه عالم عدم است معدوم بودند و معلوم است كه انسان مادامى كه در آن عالم است در حضيض نقصان و مركز حرمان است؛ پس چون از مقر عدم به سوى غربت عالم وجود مسافرت نمود از براى او انواع كمالات و اقسام كرامات حاصل شد و اين دليل آن است كه كمال حاصل نشود مگر به غربت و هم چنين بعد از دخول در وجود، همه تراب محض بودند چنانچه حضرت خداوندى فرموده:
[١] -مستدرك الوسائل: ٨/ ١١٥، باب ٢، به نقل از ديوان امام على ٧.