عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٥ - ظاهر و باطن تكبيرةالاحرام
ميانه برخيزد، همه تسليم ماند بىخصومت و همه موافقت ماند بىخلاف. بقاى او به حق به اين معنى باشد كه حق را باشد، چنان كه حق خواهد و چون بنده را نه مراد ماند نه اختيار، هر چه در او پديد آيد مراد و اختيار حق باشد.
بايد كه از نظاره خويش و نظاره افعال خويش فانى گردى و صفت تو كه موجودست هم چنان گردد كه آن وقت كه معدوم بود، از صفات بشريت كلى فانى بايد شد تا به حق باقى گردى.
و فانى گشتن از صفات بشريت اين باشد كه معانى مذموم از تو برود.
و باقى گشتن به صفات الهى اين باشد كه صفات محمود در تو قائم شود و به توفيق و عنايت الهى اين معنى ميسر شود.
و بدان كه: تا سر بنده به حق مشغول است غير حق به آن سر راه نيابد و چون سر خويش به غير حق مشغول كرد، سر او آلوده گشت و آلوده حق را نشايد.
ظاهر و باطن تكبيرةالاحرام
گفته شده به وقت گفتن تكبيرةالاحرام دستها را به صورتى كه روى دست به طرف قبله و پشت دست به سوى پشت سر باشد تا محاذى دو گوش برداريد.
اهل دل در معناى اين عمل گفتهاند:
تمام ما سوى الله را بر پشت دست بگذار و به قدرت و حول و قوه الهى از جاى بردار و از دل بركن و از جان ريشهكن نما، سپس تمام آنها را به پشت سر بريز؛ به نحوى كه در مقابلت چيزى از ماسوا نماند و به خصوص با كمك گرفتن از حضرت دوست شيطان را در پشت سر با زنجير نفى ابد به بند آر كه نه در نماز و نه در غير آن به تو دست پيدا نكند و روى دست را به عنوان نمونهاى از روى هستى و وجود خويش كه به تمام معنى خالى و تهى است، براى گدايى از محضر حضرت او به