عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١١ - حقيقت تكبيرة الاحرام و شرح آن
|
با نام تو مىكنم همه شب |
بر كاخ فلك زشوق پرواز |
|
|
بر خاك در تو سر نهاديم |
گشتيم به عالمى سرافراز |
|
|
يك در به جفا رقيب اگر بست |
صد در به رخ از حبيب شد باز |
|
|
جز حق همه باطلند و فانى |
بر خوان زكتاب عشق اين راز |
|
|
در بازى طاق و جفت گيتى |
خواهى ببرى تو عشق مىباز |
|
|
گر بست الهيا در وصل |
از درگه يار كى شوم باز |
|
در احاديث قدسيه آمده كه خداوند به موسى بن عمران فرمود:
به فلان كس بگو: تو را دچار چنان بلايى كردهام كه ما فوق آن نيست. عرضه داشت: خداوندا! من او را بر بلايى نديدم، خطاب رسيد: لذت مناجاتم را از او گرفتهام![١]!
آه و دريغ اگر حضرت مولا ما را از پيشگاه قدسش براند، واى اگر جناب او ما را از نظر بيندازد، وا اسفا اگر حضرت يار به هنگام تكبير، قلب ما را در شغل ديگر ببيند!
خلاصه سخن حضرت صادق ٧ و توضيحى كه اهل حال به اين سخن دادهاند، اين است كه به وقت تكبير بايد همه عالم و خود را فراموش كرده و موجوديت و هويت و شؤون خويش را در عظمت و جبروت حضرت او فنا نموده و حتى براى يك لحظه هم در پيشگاه او خود و همه عالم و عالميان را ننگرى كه اين نگريستن عين گناه و محض توهين به حضرت يار است.
و اين حال نه تنها در نماز بايد رعايت شود كه رعايت و تمرين آن در نماز به خاطر اين است كه در همه حال و در همه وقت و در هر شأنى رعايت گردد كه اين مقام، بالاترين مقام و نقطه عروج واصلان متقيان است.
[١] -فيض الغدير: ٢/ ١٧٨.