عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٥ - (فعاليت زندگانى با برنامه)
و مثلا كسى كه به زهد و رياضت پرداخته، لذائذ مادى را بر خود تحريم مىكند، سعادت را در شيوهاى كه پيش گرفته مىداند.
پس فعاليت زندگى انسان پيوسته براى دست يافتن به سعادت و پيروزى در آن راه مىباشد، خواه در تشخيص سعادت واقعى خود مصيب باشد يا مخطى.
(فعاليت زندگانى با برنامه)
٢- فعاليت زندگى انسان هرگز بدون برنامه صورت نمىگيرد و اين مسئلهاى است بديهى و اگر احيانا خفا پيدا مىكند از كثرت وضوح است؛ زيرا در يك طرف انسان با خواست و اراده خود كار مىكند و در نتيجه تا كارى را به سبب شرايط موجود «كردنى» تشخيص ندهد به انجام دادن آن اقدام نمىكند، يعنى كار را به دنبال دستور علمى درونى انجام مىدهد و از طرف ديگر كارهايى را كه انجام مىدهد براى «خود» يعنى براى رفع حوائجى كه درك مىكند به وجود مىآورد و در نتيجه ميان اعمال و افعال وى ارتباطى است مستقيم.
خوردن و نوشيدن و خواب و بيدارى و نشستن و برخاستن و رفتن و آمدن و غير اينها هر كدام جايى و اندازهاى دارد، در حالى لازم و در حالى غير لازم در شرايطى نافع و در شرايطى مضر مىباشد و در نتيجه انجام دادن هر كارى طبق دستورى است درونى كه در درك انسان، كليات آن ذخيره شده و به حسب انطباق به مورد، جزئيات آن تحقق مىپذيرد.
هر فرد از انسان در كارهاى فردى خود به منزله كشورى است كه فعاليتهاى اهالى آن تحت قوانين و سنن و آداب معينى كنترل مىشود و قواى فعال اين كشور موظفند كه اعمال خود را اول با دستورهاى لازم الرعايه آن تطبيق نموده پس از آن انجام دهند.