عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٧ - مناجات در نماز
در قلب از اين سر جذوهاى است كه دم از او نزنم، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!!
|
در دل بىخبران جز غم عالم غم نيست |
در غم عشق تو ما را خبر از عالم نيست |
|
|
خاك آدم كه سرشتند غرض عشق تو بود |
هر كه خاك ره عشق تو نشد آدم نيست |
|
|
از جنون من و حسن تو سخن بسيار است |
قصه ما و تو از ليلى و مجنون كم نيست |
|
|
گر طبيبان زپى داغ تو مرهم سازند |
كى گذاريم كه آن داغ كم از مرهم نيست |
|
|
من كه امروز هلاك دم جان بخش توام |
دم عيسى چه كنم چون دم او اين دم نيست[١] |
|
مناجات در نماز
اى عزيز! تو نيز به قدر ميسور و مقدار مقدور، اين وقت مناجات را غنيمت شمار و به آداب قلبيه آن قيام كن و به قلب خود بفهمان كه مايه حيات ابدى اخروى و سرچشمه فضايل نفسانيه و رأس المال كرامات غير متناهيه به مراودت و مؤانست با حق است و مناجات با او به ويژه در نماز كه معجون روحانى ساخته شده با دست جلال حق است و از جميع عبادات جامعتر و كاملتر است، پس بر اوقات و شرايط آن حتى الامكان محافظت كن و اوقات فضيلت آن را انتخاب نما كه نورانيتى دارد كه در ديگر اوقات نيست.
[١] -هلالى جغتايى.