عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٨ - قدم خوف و رجا
|
سلطان ملك فقرم و عشق است لشگرم |
ترك دو كون تاجم و كونين لشگرم |
|
|
هم غرق بحر نيستيم ساخت عشق وهم |
در حفظ فلك هستى و كونين لنگرم |
|
|
حق را ولى مطلق و دين را صراط حق |
گر غير حق بدانمش الحق كه كافرم |
|
|
فردا كه پرده دور شود از جمال قرب |
يا رب مدار دور زآل پيمبرم |
|
|
هر چه آن سزاى آل على نيست در جهان |
گر گنج عالم است مبادا ميسرم |
|
|
جز با هواى دوست اگر سر برم نشاط |
از خاك سر برآورم اى خاك بر سرم[١] |
|
قدم خوف و رجا
اگر در اعمال الهيه و اخلاق فاضله انسانيه دو قدم خوف و رجا نباشد، حركت به سوى كمال براى انسان يا سخت يا غير ممكن خواهد بود.
عامل يك عمل الهى- به خصوص اعمال واجبه- از طرفى بايد بداند كه مولاى مهربان او اجر هيچ عملى را ضايع نمىگذارد و از طرفى بايد بداند كه اولا عملش در برابر عظمت بىنهايت مولا قابل ذكر نيست و ثانيا اگر عمل علت غرور و عجب گردد [هباء منثورا][٢] شده و عمل و صاحبش مستحق جريمه مىشوند. بر اين
[١] -نشاط اصفهانى.
[٢] -فرقان( ٢٥): ٢٣.