عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٣ - حكايت
خاصى به خود مىگيرد.
حضور ذهن و هشيارى هم در قبله براى آن طرز ايستادن علاوه شده، تا مگر گويى براى ملتفت شدن به خبرى يا پيامى يا سخنى يا رمزى است كه بايد هشيارى و حضور ذهن داشت و آيا چه رازى است كه قبله روزانه پنج نوبت، آن را به گوش مردم مىرساند و به گوش هزاران هزار جمعيت بشر مىكشد و بايد به آن متوجه بود؟!
اين تكليف كه انسانها هر كدام هر جا هستند بايد روبرو با آن جايگاه بشوند و مىشوند براى سر بزرگى است؛ گويى براى اين است كه به گوش هوش خود سخنانى را يا فرمانى را دريابند و سخنان خود را در برابر آن و با آن بگويند، يا خود را از صميم دل به او بدهند، آنجا مقبول آنهاست يا مقبول آنها در آنجا است، آن جايگاه محبوب آنهاست، يا محبوب آنها در آن جايگاه است و دل از محبوب مقبول نبايد برداشت.
عمل حج براى جمعيت محدودى است آن هم يك بار در عمر، ولى اين عمل، يعنى صف كشيدن در برابر محبوب با هشيارى كامل به وسيله جمعيت غير محدودى از همه نقاط دنيا در بر و بحر هر روز انجام مىگيرد و بايد براى همه بشر انجام بگيرد و همه ساله و همه ماهه و همه روزه انجام بگيرد.
هر كس از شهر و ديار خود بيرون مىرود بايد تا هر جا رفته، همين كه موسم اين سال رسيد، همانجا بايستد و روى خود را رو به آن بقعه برگرداند و احترام كند و عمل سان مقدس را انجام بدهد و سپس دنبال كار خود برود.
راستى براى چه فرمان، ايست مىدهند و قافله را نگاه مىدارند؟ آن بقعه اسرارآميز چه سرى در دل دارد كه بايد حتى در حال احتضار هم رو به آنجا دراز بكشند و بميرند، يعنى به هواى آنجا بميرند، مگر حتى مردهها هم در قبر بايد اعتراف كنند كه ما در حيات رو به اينجا بوديم و رو بدين جا اكنون آرميديم؟
ذبح گوسپند و گاو و شتر و هر حيوان اگر چه مرغى باشد، بايد روبهروى آنجا