عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٧ - بت هواى نفس
خوشترين حال انسان، حال آزادى و حريت از بتهاى درونى و بيرونى است و اين حال به دست نمىآيد، مگر با دنبال كردن خط با عظمت معرفت.
معرفت به اينكه در دار وجود، اصالت از خداست و بقيه موجودات چه غيبى و چه شهودى نمودى بيش نيستند و هيچ كدام اصالت ندارند، چه رسد به اينكه دست وجود خويش را به پرستش سنگ و چوب يا يك ظالم ستمگر يا حيوانى همانند گاو و گوساله آلوده و نجس كند!!
معرفت به اينكه در دار حقيقت فقط و فقط حق مطلب خداست و كل موجودات سايه و تجلى اسما و صفات او هستند و حيثيتى مستقل ندارند.
معرفت به اينكه او اگر بخواهد وجود موجود اثر مىبخشد و اگر نخواهد از هيچ موجودى، اثرى ظاهر نمىشود.
|
اگر تيغ عالم بجنبد زجاى |
نبرد رگى گر نخواهد خداى |
|
|
برد كشتى آنجا كه خواهد خداى |
اگر جامه بر تن درد ناخداى |
|
معرفت به اينكه وجود مقدس حضرت او، موجودات و به خصوص جنس انسان را در اين صفحه پهناور هستى، سرخود و عبث رها نكرده، بلكه حكمت بالغه او اقتضا كرده كه هر موجودى براى ظهور آثار وجوديش در چهارچوب شرايط و مقررات خداوندى باشد.
و اين چهارچوب و شرايط در كنار حيات انسان عبارت از كتاب و نبوت و امامت و فقاهت است.
معرفت به اينكه اين دنياى چند روزه بىاعتبار و كم ارزش پايان حيات نيست، بلكه اين زندگى محدود اگر مطابق با روش انبيا و قواعد قرآن و سنت امامان : و فقه فقيهان پايهگذارى شود، مقدمهاى براى پديد آمدن سعادتى ابدى در جهان بعد است كه جهانى جاويدانى و هميشگى است.