عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦١ - ٥ - اميد
|
گر به توفان شكند يا كه به ساحل فكند |
ناخدايى است كه هم كشتى و هم صرصر از اوست |
|
|
من به دل دارم و شاهد به رخ و شمع به سر |
آنچه پروانه دل سوخته را در بر از اوست[١] |
|
٤- هيبت
حالت ترس از مقام الهى ممكن است از دو طريق براى انسان حاصل شود: يا توجه به عظمت و بزرگى حضرت او، يا توجه به عقاب و عذابى كه براى گنهكاران حرفهاى مقرر فرموده است.
در هر صورت، نمازگزار در نماز بايد با توجه به عظمت دوست يا انتقامش از مجرمان، دلى غرق از هيبت پيدا كند و آن حال را تا آخر نماز با خود داشته باشد، البته اولياى خدا را در نماز نظر به نعم بهشت و عذاب آخرت نبود، آنچه به آن نظر داشتند فقط و فقط حضرت مولا بود و هيبتى كه در دل آنان بود محصول معرفت آنان نسبت به حضرت دوست بود.
به قول فيض كاشانى آن عارف وارسته:
|
خم ابروى تو محراب ركوع است و سجودم |
بىخيال تو نباشد نه قيامم نه قعودم |
|
|
جلوه حسن تو ديدم طمع از خويش بريدم |
تا كه شد محو در انوار وجود تو وجودم |
|
|
با تو در عيشم و عشرت همه سودم همه نورم |
بىتو در رنجم و محنت هم آهم همه دودم |
|
٥- اميد
نمازگزار با توجه به كرم و لطف و عنايت حضرت بارى و اينكه جهان عين محبت و مرحمت اوست و وجود مقدسش عمل احدى را ضايع نمىكند و عمل كسى را بدون مزد نمىگذارد، بايد به اين عبادت اقدام كند و بداند كه نماز بهترين عمل و برترين كار و پرثوابترين و پرسودترين برنامهاى است كه عبد در محضر حضرت مولا انجام مىدهد؛ در اين صورت كاملا و بدون ترديد به عنايت او اميدوار باشد كه اين اميد خود به خود نوريست الهى و فروغى است رحمانى و فيضى است ربانى كه اگر قلب نمازگزار از آن تهى باشد واى بر حال او.
مگر نمىدانى كه خداوند مهربان در سوره مباركه يوسف، در آنجا كه داستان خطاب يعقوب غم زده را به پسرانش نقل مىكند، از قول آن پيامبر بزرگ مىفرمايد: اى فرزندان من! به جستجوى يوسف گم شده و برادرش حركت كنيد و از رحمت حضرت حق مأيوس مباشيد كه از رحمت جناب او مأيوس نمىشوند مگر قوم كافر[٢].
البته منشأ رجا و اميد در قلب مؤمن، معرفت به لطف خداوند و رفق و عنايت او مىباشد، از معصيت عباد ضررى متوجه او نيست و اگر عبد با تمام گناهش به پيشگاه لطف او رو كند به طور قطع قابل آمرزش و رحمت است، مسئله رحمت و لطف حق را با خواست حضرتش در باب توبه كتاب «مصباح الشريعة» به طور مفصل طرح كرده و در آنجا از طريق آيات و روايات و داستان توبهكنندگان به اين اصل اشاره خواهد رفت.
[١]-« يا بني اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه و لا تيأسوا من روح الله إنه لا ييأس من روح الله إلا القوم الكافرون» يوسف( ١٢): ٨٧.
[٢]-« يا بني اذهبوا فتحسسوا من يوسف و أخيه و لا تيأسوا من روح الله إنه لا ييأس من روح الله إلا القوم الكافرون» يوسف( ١٢): ٨٧.