عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٨ - ٤ - ريا
معرفت به اينكه عشق و محبت در قلب انسان بايد وقف حريم مقدس او باشد و بقيه محبتها سايهاى از اين محبت باشد.
معرفت به اينكه مقصود و محبوب و معبود و معشوق يكى است و بايد دل و جان و قلب و روح و نفس و عقل در گرو عشق و محبت او باشد و تمام حركات و اعمال انسان پرتو آن محبت و شعله فروزان آن عشق باشد كه بدون اين عشق، پيداكردن معناى حيات محال و آدم شدن و به انسانيت رسيدن و مقصد اصلى را پيدا كردن امرى غير ممكن است.
|
جهان يك قطره از درياى عشق است |
فلك يك سبزه از صحراى عشق است |
|
|
مقام عشق بس عالى فتادست |
اساسش از خلل خالى فتادست |
|
|
زكار عشق بهتر پيشهاى نيست |
به از سوداى عشق انديشهاى نيست |
|
|
اسير عشق آزادى نخواهد |
گر از غم جان دهد شادى نخواهد |
|
|
زيان و سود عالم سر به سر هيچ |
همين عشق است در عالم دگر هيچ |
|
|
خطاب عاشقان دور از عتاب است |
نواى عارفان عين صواب است[١] |
|
٤- ريا
ريا علامت نفاق است و قرآن و روايات به شدت به رياكاران حمله آورده و آنان را از حريم انسانيت دور مىدانند.
كسى كه آلوده به ريا است بدون شك اگر بينندهاى نباشد، به نماز برنمىخيزد و چون نماز بخواند به فرموده قرآن ظاهرش با كسالت و باطنش محض جلب توجه ديگران است.
آرى، ريا هم چون شراب و قمار و بتپرستى از موانع راه نماز است و به خواست خدا، اين مسئله در ضمن ابواب آينده «مصباح الشريعة» كه يك فصلش
[١] -صفات العاشقين، هلالى جغتايى.