عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٧ - حقيقت افعال نماز اهل طريقت
آن گاه ركوع مىكند، يعنى در برابر حضرت دوست به تواضع بر مىخيزد و با حالت ركوع به مذلت و فقر و شكستگى وجودش كه مقتضاى ذات اوست برمىگردد، چرا كه ركوع برگشت به عدميت خويش و مرحله امكانى ذات است.
ركوع حركتى افقى يعنى حركتى حيوانى در برابر حركت مستقيمى كه حركت انسانى است، مىباشد.
ركوع در حقيقت رجوع به اصل است، آن اصلى كه حق در قرآن فرموده:
[و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئا][١].
تو رااز قبل خلق كردم در حالىكه چيزى نبودى.
آرى، ركوع رجوع به اصل عدميت و لا شىء و دنياى حيوانى است، تا با ركوع به اين حقايق پى نبرى ركوعت ركوع نيست؛ چون با ركوع به اين واقعيتها پى ببرى بسيارى از رذايل به وسيله ركوع از صفحه جانت پاك گشته و به قسمتى از حسنات آراسته مىگردى.
و مكلف در سجود به بيش از آنچه در ركوع رسيد، مىرسد؛ زيرا سجود حركت نكسى است يعنى سربهزيرى حقيقى و رسيدن به ذات نقطه اصلى كه لا شيئيت محض و عدم و فناى حقيقى است.
با مشاهده مقام عدميت و لا شيئيت، ترك محرمات ولذات شيطانى و شهوات حيوانى آسان مىگردد.
سپس سر از سجده برداشته و در مقام فناى ظاهرى و باطنى با تمام وجود به وحدانيت حضرت او و رسالت فرستاده عزيزش شهادت داده و پس از آن خود را در پيشگاه او و عباد صالحش حاضر يافته به مسئله سلام اقدام مىكند.
[١] -مريم( ١٩): ٩.