عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٣ - كدام نماز مردود است؟
يحدث نفسه ان لو ولى امرا لضرب فيه الرقاب ظلما[١]:
چه بسا عبدى كه نماز مىخواند و من آن نماز را به صورتش مىزنم و بين خود و صدايش حجاب قرار مىدهم، مىدانى چنين عبدى كيست؟
اى داود! آن نمازگزار كسى است كه به ناموس مردم مؤمن زياد با ديده گناه نظر مىكند و به خودش مىگويد: اگر صاحب قدرتى شدم گردن مردم را مىزنم آن هم به ستم!!
يا موسى لااقبل الصلاة الا ممن تواضع لعظمتى والزم قلبه خوفى وقطع نهاره بذكرى ولم يبت مصرا على الخطيئة وعرف حق اوليائى واحبائى[٢]:
اى موسى! نماز قبول نمىكنم مگر از كسى كه براى عظمت من فروتنى كند و دلش ملازم با خوف من باشد و روزش به ياد من تمام شود و شب را در حال اصرار بر گناه صبح نكند و عارف به حق اوليا و عاشقان من باشد.
مىتوان گفت كه نماز مردمى كه حقوق خدا و انبيا و امامان و اوليا را پايمال مىكنند، قبول است؟
مىتوان گفت كه نماز اهل فسق و فجور و غرق شدگان در درياى معصيت و گناه نماز است؟
تا پيوند ايمانى و اتصال اسلامى انسان به پروردگار عزيز عالم و شؤون حضرت حق محكم نباشد، تا انسان در تمام شؤون حيات تقوا و خويشتندارى از گناه را مراعات ننمايد، تا آدمى عملا به شرايط صحت و قبولى نماز توجه نكند، نماز او قابل قبول حضرت حق نخواهد بود!!
[١] -عدة الداعى: ٣٨، الباب الأول فى الحث على الدعاء؛ بحار الأنوار: ٨١/ ٢٥٧، باب ١٦، حديث ٥٥.
[٢] -كلمة الله: ٩٧، به نقل از الأمالى، شيخ صدوق.