عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٧ - حال قلب
قلبى پاك و خاشع و سالم خواهد بود، ورنه دچار بيمارى دل و كفر و نفاق خواهد گشت.
نمازگزار قبل از اتصال به نماز بايد به مسئله قلب و حالات آن با توجه خاصى بنگرد و سعى و كوشش او بر اين باشد كه اين خانه را از ظلمت و تاريكى و از ضعف ايمان و عشق و از صفات ناپاك شيطانى برهاند و به گونهاى اين عضو مهم را وارد نماز كند كه بتواند تجلىگاه انوار و آيينه انعكاس صفات حضرت دوست گردد.
نمازگزار بايد بر اساس معرفت و توجه به قرآن مجيد و آثار اسلامى تمام محبتهايى كه كانونش قلب است و تمام نفرتهايى كه مركزش دل است، در سيطره امر و نهى حضرت الهى درآورد و در يك كلمه دل را از مشغوليت نسبت به غير حق آزاد كند و آن را از جانب افراط و تفريط در هر حالتى حفظ نمايد.
قلب، اگر در نماز حاضر نباشد، فكر و ذهن و روح و نفس و اراده و نيت هم در نماز حاضر نيستند و با چنين وضعى بايد گفت كه نمازگزار بازيگرى است كه در كمال بىحيايى در برابر حضرت حق قرار گرفته است.
تقواى قلب در نماز از امورى است كه بايد همچون ركنى از اركان كه بدون آن نماز باطل است، به آن نگريست و تقواى قلب آن است كه قلب نمازگزار، بايد از تمام رذايل و در رأس آنها ريا و تظاهر خالى و به حسنات كه در رأس آنها اخلاص است، آراسته باشد.
با چنين قلب پاك و مطهرى، نماز ارزش واقعى خود را به دست آورده و صاحبش را به مقام قرب و خالى شدن از هوى و هوس و رها شدن از اسارت نفس و شيطان مىرساند؛ در چنين نقطهاى است كه حق به عبد مباهات كرده و عبد در تمام شؤون حيات به حضرت او متوجه است.