عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٠ - نمازگزاران واقعى
و نيز در روايت آمده كه امام فرمود:
پدرم على بن الحسين ٨ هرگاه براى نماز برمىخاست، چنان بود كه گويا شاخه درختى است كه جز آنچه كه باد حركت مىدهد، حركتى از خود ندارد.
از ما دعوت نمىكنند كه وضو و نماز ما به تمام معنى مانند نماز آن بزرگواران باشد، بلكه از ما مىخواهند كه در وسع خود پس از ايمان و تقوا، حداقل به شرايط صحت نماز و مقدمات و مقارنات آن پاىبند بوده و نمازى در خور لياقت مولاى خود به جاى آريم، تا پس از اتمام آن به مهر قبولى آن جناب برسد.
درباره طائفهاى كه نمازشان مورد قبول خداوند مهربان است، حديثى قدسى در كتاب «المحاسن» نقل شده است كه لازم است به متن عالى آن اشاره شود:
انما اقبل الصلاة لمن تواضع لعظمتى ويكف نفسه عن الشهوات من اجلى ويقطع نهاره بذكرى والزم قلبه خوفى وكف نفسه عن الشهوات من اجلى ولا يتعاظم على خلقى ويطعم الجائع ويكسو العارى ويرحم المصاب ويؤوى الغريب فذلك يشرق نوره مثل الشمس اجعل له فى الظلمات نورا وفى الجهالة علما اكلأه بعزتى واستحفظه ملائكتى يدعونى فالبيه يسالنى فاعطيه فمثل ذلك عندى مثل الفردوس لايسمو لمرها ولا يتغير ورقها[١]:
نماز را از كسى قبول مىكنم كه براى بزرگى من تواضع كند و به خاطر من از شهوات شيطانى خويشتندار باشد و روزش را به ياد من تمام كند و دلش ملازم خوف از من باشد و نفسش را از شهوات، براى خاطر من حفظ نمايد و بر خلق من بزرگى نكرده و گرسنه را سير كند و برهنه را بپوشاند و به مصيبت زده
[١] -المحاسن: ١/ ٢٩٣، باب ٤٧، حديث ٤٥٥؛ بحار الأنوار: ٦٦/ ٣٩١، باب ٣٨، حديث ٦٦.