عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨ - سبك شمردن نماز
واقعى عالم با چشمى غير از همه چشمها به نماز مىنگريستند.
آنان با نماز رفتارى عاشقانه و ربطى عارفانه و پيوندى آگاهانه داشتند؛ نماز چشم و چراغ آنان و روشنى قلب و دل آن سرباختگان كوى محبوب بود؛ آنان بدون نماز زندگى نمىكردند و بىنماز زنده نبودند و منهاى نماز حركت نداشتند.
جهان را بىنماز نمىخواستند و براى ره بردن به عالم ملكوت راهى جز نماز نمىدانستند و محصول و ميوه هستى را در نماز مىديدند.
در برابر نماز از خود بىخود مىشدند و به هنگام ورود به نماز سر و جان نمىشناختند و تنها مستى و وجد و شور و سماع آنان از نماز بود.
آنان با نماز جان و دل مىآراستند و نفس خود با نماز از رذايل پاك مىكردند و وقت نماز از خود بىخود مىشدند و در مقدمه نماز به مستى كامل فرو مىرفته و با زبان حال به محضر حضرت جانان عرضه مىداشتند:
|
ما را سفرى فتاد بى ما |
آنجا دل ما گشاد بى ما |
|
|
آن مه كه ز ما نهان همى شد |
رخ بر رخ ما نهاد بى ما |
|
|
ماييم هميشه مست بى مى |
ماييم هميشه شاد بى ما |
|
|
درها همه بسته بود بر ما |
بگشود چو راه داد بى ما |
|
|
ماييم ز نيك و بد رهيده |
از طاعت و از فساد بى ما[١] |
|
بياييد آن طور كه قرآن مجيد فرموده به نماز بنگريم، يعنى نماز را در رأس تمام احكام حضرت دوست ببينيم.
دوست به ما اجازه داده تا به وسيله نماز به محضر مبارك او و پيشگاه قدس و كوى پاكش مهمان شويم و گرنه ما كه بىنهايت در بىنهايت كوچكيم كجا و پيشگاه آن جناب كه بىنهايت در بىنهايت عظيم است كجا؟!
اينكه حضرت ذوالجلال از ما انسانها نماز خواسته، دليل بر كمال عشق
[١] -مولوى.