عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٠ - استعاذه، در كلام كاشفى
پناه به حضرت بارى برند و استعاذه عارفان آنكه از حال شيطان به حق پناه جويند، يعنى صفت عجب كه موجب طعن و لعن ابليس شده و او را از اوج قرب و عزت به حضيض بعد و ذلت افكند اعاذه نمايند و التجا كنند به حضرت ذوالجلال از پندار كمال و تصور حسن حال كه نتيجه انانيت است و انانيت سبب اتصاف به صفات شيطان.
|
حقتعالى گفت با موسى به راز |
كآخر از ابليس رمزى جوى باز |
|
|
چون بديد ابليس را موسى به راه |
گشت از ابليس موسى رمز خواه |
|
|
گفت دايم ياد دار اين يك سخن |
من نگو تا تو نگردى همچو من[١] |
|
استعاذه صادقان، احتراز است از مشاهده خلق و تطهير دل از هر چه مانع باشد از استغراق در شهود حق.
و شيطان و هم ديده محجوبان بىبصيرت را كه از مضيق صورت، قدمى به فضاى صحراى معنى ننهادهاند، به نقوش و الوان ظهورات مختلفه و تعينات متنوعه كه به واسطه تجليات متكثره بر لوح نمايش جلوهگرند، مشغول ساخته تا از ملاحظه نور وحدت كه در نظر روشندلان ماحى نقش و لون و كثرت موهوم است، غافل ماندهاند و تا چشم اين ديوان به تير استعاذه حقيقت كه قطع نظر از شهود ماسواست دوخته نگردد، جمال وحدت صرف روى نخواهد نمود.
سالك هرگاه به مقام تجلى افعال برسد و اين نكته مشهود وى گردد كه هيچ فعل در صور مظاهر ظاهر نشود مگر از فاعل حقيقى:
[و الله خلقكم و ما تعملون][٢].
در حالى كه خدا شما را و آنچه را مىسازيد، آفريده است.
[١] -منطق الطير، عطار نيشابورى.
[٢] -صافات( ٣٧): ٩٦.