عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩ - معناى اقامه
«قيام بدن، حالتى است كه اعضا هر يك در وضع طبيعى خود قرار مىگيرند و هر كدام وظيفهاى كه در به پا داشتن بدن دارند، انجام مىدهند و اندام چنان كه هست مىنمايد:
مراكز ادراك و سر، بالاى بدن و بدن تكيه بر فقرات پشت و همه بر ستونهاى پا ايستادهاند و اعصاب ادراك و تحريك به آسانى فرمان مىگيرند و خبر مىدهند؛ چشم و گوش و دست و پا به آسانى به هر سو متوجه مىگردد، اراده بر اعصاب و اعصاب بر عضلات و عضلات بر بندها و ستونهاى بدن غلبه و فرماندهى كامل دارد.
قيام بدن مرتبط به قيام فكر و تصوير است، تا مطلوبى درست تصوير نشود، براى انجام و رسيدن به آن شخص اراده نمىنمايد و بدن بر خلاف ميل طبيعى راست و مستقيم نمىگردد.
آمادگى براى نماز آن گاه است كه امر و اراده پروردگار همت را برانگيزد و ذهن را- كه توجه به حواس و شهوات خميده يا خفتهاش داشته- به پا دارد؛ در اين وقت قواى نفسانى به وضع طبيعى قرار مىگيرد و مانند اعضاى بدن قيام مىنمايد.
در سازمان درونى جسم انسان، مركز تفكر و ادراك بالا و محل بروز عواطف كه قلب است پايين، معده و امعا كه ديگ شهوت غذا است پايينتر و دستگاه تناسلى كه انگيزنده شهوت جنسى است در زير قرار گرفته است.
در سازمان درونى نفس كه از اين قوا تركيب يافته بايد چنين باشد.
معناى اقامه
اقامه- كه معناى لغويش بپاخاستن، راست داشتن و تكميل نمودن است- كمال آن در انسان برپاداشتن ظاهر و باطن بدن و قواى نفسانى است.