عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢١ - لطايف توحيديه در تكبيرة الاحرام
را بتوان وصف نمود كه:
كمال التوحيد نفى الصفات عنه[١].
حد اعلاى توحيد نفى صفات (زائد بر ذات) از اوست.
و اين مرتبه معرفت مقربان است كه هر چه مشاهده جبروت الهيه بيشتر نمايند، عجز و حيرت بيشتر مىافزايند، چنانچه مضمون: «أللهم زدنى فيك تحيرا».
بر اين معنا ناطق و شاهدى صادق است، پس از براى ذات هيچ صفتى را نفى و اثبات نتوانند و علاوه چون معرفت كنه ذات ذوالجلال ممتنع و محال است و از طرفى بندگان مكلف به تحصيل معرف اللهاند، پس معرفت به وجه بايد به هم رسانند و معرفت به وجه از معرفت افعال و صفات و اسما و تفسير آيات حاصل شود، اين است كه به لسان حال، پنج صفت از صفات جماليه و جلاليه حضرت ذوالجلال را بيان مىنمايد.
١- واحديت كه اشاره به وحدت ذات است كه در آن مرتبه شائبه هيچ نحو تعدد و تكثر و تركيب متصور نيست؛ پس به رفع يد يمنى اشاره به اين مطلب مىكند، چون واحد اسم فاعل است و به معناى ثبوت مىباشد: «ذات ثبت له الوحدة».
و بر اين اساس واحد اشاره به وحدت ذات مقدس حضرت ربوبيت است.
|
سحرگاهى شدم سوى خرابات |
كه رندان را كنم دعوت به طامات |
|
|
عصا اندر كف وسجاده بردوش |
كه هستم زاهدى صاحب كرامات |
|
|
خراباتى مرا گفتا كه اى شيخ |
بگو تا خود چه كار است از مهمات |
|
|
بدو گفتم كه كارم توبه توست |
اگر توبه كنى يابى مكافات |
|
|
مرا گفتا برو اى زاهد خشك |
كهتر گردى زدردى خرابات |
|
[١] -التوحيد: ٥٦، باب ٢، حديث ١٤؛ بحار الأنوار: ٤/ ٢٨٤، باب ٤، حديث ١٧.