عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٦ - (دليل دشمنى با شيطان)
خصلت دوم آنكه چون او را بر دشمنى تو آفريدهاند[١]، پيوسته به محاربت تو ميان در بسته است و او تير در تو مىاندازد و تو غافل، پس بنگر كه حال چگونه باشد.
پس اين جايگه نكتهاى ديگر هست و آن آنست كه تو روز در عبادت مىگذرانى و خلق را با در خداى مىخوانى به فعل و به قول و اين معنى ضد پيشه و خلاف كار شيطان است.
پس تو ميان بستهاى و پيوسته او را به خشم مىآرى و او نيز هم چنين به قصد هلاك تو ميان بسته است و او خود با دوستان خويش از كافران و اهل ضلال و راغبان دنيا قصد هلاك دارد و دشمنى مىكند فكيف با تو كه مخالفت او را نمىكنى و او را به خشم مىآرى چگونه دشمنى نكند؟
پس او را با مردم دشمنى و عداوت عام هست و با تو كه مجتهدى در عبادت عداوت خاص.
و او عظيم كار تو را مهم گرفته است و او را ياران هستند بر قصد تو قوىتر از همه، نفس تو و هوا؛ او اسباب و مداخل بسيار دارد و تو از آن غافل.
راست گفت يحيى بن معاذ:
تو مشغولى و شيطان فارغ و او تو را مىبيند و تو او را نمىبينى و تو شيطان را فراموش مىكنى و او تو را فراموش نمىكند و از نفس تو شيطان را به تو يار و ياور.
اگر گويند: به چه چيز محاربت شيطان كنيم و دفع و قهر او به چه كنيم؟ بدان كه
[١] -البته هيچ موجودى در اصل خلقت دشمن انسان آفريده نشده، تمام موجودات در ريشه وجودشان جهتى جز جهت منفعت ندارند، اين موجودات با اختيار و اراده هستند كه بر اثر سوء اختيار براى انسان قيافه دشمنى مىگيرند و شيطان كه هر موجود با اراده ضد خدايى است از اين قبيل است، جمله بالا را روى اين حساب بايد حمل بر مجاز كرد.