عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٠ - قرآن، ريسمان محكم الهى
قرآن، ريسمان محكم الهى
قرآن مجيد از موجوديت و حقيقت خود تعبير به ريسمان مىكند؛ ريسمانى كه از مبدأ عالى عالم تا كناره اين چاه طبيعت كشيده شده تا انسان، اين موجودى كه آراسته به هر نوع استعداد و قوه است، با دست زدن به آن قوا و استعدادهاى ذاتى و حقيقىاش رشد كرده و همراه اين طناب الهى به لقا حضرت حق برسد.
چنانچه انسان در برابر قرآن مجيد بىتفاوت بماند، با سر و با تمام موجوديت و هويتش به قعر چاه طبيعت سرنگون شده و تمام ارزشهاى خود را از دست خواهد داد و از هستى او چيزى جز خطى از حيوانيت و پستى نخواهد ماند.
[و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنين و لا يزيد الظالمين إلا خسارا][١].
و ما از قرآن آنچه را براى مؤمنان مايه درمان ورحمت است، نازل مىكنيم وستمكاران را جز خسارت نمىافزايد.
جلال الدين مولوى در اين زمينه مضمون جالبى دارد:
|
زان كه از قرآن بسى گمره شدند |
زان رسن قومى درون چه شدند |
|
|
مر رسن را نيست جرمى اى عنود |
چون تو را سوداى سر بالا نبود |
|
شارح مثنوى نيز مىگويد:
يكى از عالىترين مضامين انسانى، فردى، اجتماعى، روانى، اخلاقى، اقتصادى، سياسى و طبيعى، همين مضمون است كه جلال الدين در دو بيت مورد تحليل گوشزد كرده است.
[١] -اسرا( ١٧): ٨٢.