عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٢ - حكايت
|
دست دعا گشاد هلالى به درگهت |
يعنى به دست نيست مرا جز دعاى دوست[١] |
|
امام خمينى رحمه الله درباره قبله از يكى از آگاهان معاصرش در «آداب الصلاة» نقل مىكند:
نكته باريكى در واژه قبله هست كه بايد از آن غافل نبود.
آيا قبله اسم خانه است يا عمل مواجهه كردن و روبرو ايستادن مكلف قبله است؟ در حقيقت عمل ما قبله است نه اينكه نام خانه قبله باشد، قبله در اصل لغت عرب اسم عمل ماست نه اسم خانه، ولى چون اين عمل روبهروى با آن خانه انجام مىگيرد و بايد بگيرد، كمكم اسم خود خانه شده است، بنابراين كلمه قبله كلمهاى است كه در اصل لغت اسم خانه نيست، قبله بر وزن «جلسه و وجهه» طرز ايستادن و روبرو شدن با چيزى است كه با حضور ذهن انجام گيرد.
مواجههاى است كه انسان به حال خبردار مىايستد كه گويى رژه و سان مىدهد، نهايت بايد اين رژه و سان نسبت به خانه خدا با همه اعضا و كل اندام بدن بوده آن هم به حال خبردار و با نظم و احترام و بايد با حضور ذهن كلى باشد.
اين عمل را قبله مىگويند، پس قبله به معناى اقبال كردن به چيزى است، اما طورى كه اقبال به آن و رو به او آوردن با گسستن از غير باشد كه رنگ پيوستن به آن و گسستن از غير آن در عمل آشكار باشد.
عرب براى هيئت «جلسه»- به كسر جيم- معنايى فوق نشستن محض در نظر مىگيرد، ولى براى «جلسه»- به فتح جيم- نشستن به هر وضع كه باشد، اراده مىكند.
«جلسه»- به كسر جيم- طرز نشستن مخصوص و جلوس خاصى است، از قبيل نشستن صياد در انتظار صيد، يا شكارچى در هنگام تيرانداختن كه اندام، وضع
[١] -هلالى جغتايى.